ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦١ - من سزاوارترين مردم بر مردم هستم
مردم بطور معمولى دنبال تمايلات و خواستههاى شخصىشان را مى گيرند و از اين مسير در ناگوارىهاى زندگى معمولى غوطه ور مى شوند و هم موجبات دورى از خداوند را براى خويشتن فراهم مى آورند . من در اين موقعيت خدادادى كه دارم سود و زيان آنان را بهتر از خودشان مى شناسم . عامل سيراب كننده تشنگى روحشان را بهتر از خودشان مى دانم . طرق آزادى وجدانشان را بهتر از خودشان تشخيص مى دهم .
هر يك از افراد اجتماع ، در محاصرهء فرديت خود گرفتار است ، جز خود كسى را نمى بيند و اين محاصرهء شكننده نه تنها ديگران را از چشمانداز آنان در زندگانى دور مى دارد ، بلكه از شكوفان شدن و گسترش ابعاد خودشان هم محروم مى سازد . ولى من در اين موقعيت خدادادى همهء افراد اجتماع را جزئى از خود مى دانم و مى توانم راههاى معقول برون رفتن از محاصرهء فرديت را بآنان نشان بدهم . در عين حال خود را در شادىهاى معقولشان و در همهء ناگوارىهايى كه آنان را بناله در مى آورد ، شريك مى دانم :
١٩ - « أ أقنع من نفسى ان يقال لى امير المؤمنين و لا اشاركهم فى مكاره الدّهر » [١] .
( آيا امكانپذير است كه بمخاطب قرار گرفتن با كلمه « امير اجتماع با ايمان » قناعت بورزم ولى از مشاركت در ناگوارىهاى روزگار شريك آنان نباشم . ) من يك شريك معمولى زندگى مردم نيستم ، بلكه شركت من با آنان در تكاپو و نوسانات گوناگون زندگى است . اگر گرسنه باشند من سير نخواهم خوابيد ، اگر در اضطراب فرو روند ، تا مرتفع شدن اضطراب اجتماع ، لحظه اى آرامش نخواهم داشت .
موقعيت چشمگير من هرگز وادارم نخواهد كرد كه ناملائمات روزگار را كه وسيلهء اصلى آزمايش انسانها است ، از خود دور و بسوى ديگران سرازير نمايم .
٢٠ و ٢١ - « ايّها النّاس انّ لى عليكم حقّا و لكم علىّ حقّ فامّا حقّكم علىّ
[١] ك - شمارهء ٤٥ ج ٣ ص ٨١ .