ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٨ - توضيحى در بارهء جمله اى از ميخائيل نعيمه
معانى مختلف تطبيق مى گردند . على ( ع ) اين « مطلق » را بطور مخصوص دريافته ، سپس با عقل و قلبش درك كرده است كه بالاترين قدرتها از پايدارى و مقاومت روى آن مطلق ناشى مى گردد . على بدينسان تجسّم يافتهء آن قدرت شگفتانگيز است كه او را در پيروزىها و شكستها يكسان نشان مى دهد . زيرا عامل ملاك او در پيروزىها و شكستها همان قدرتست كه در ميدان جنگ چه با چهرهء پيروزى بيرون آيد و چه با شكست روبرو شود و همچنين در ميدان سياست و هر ميدان ديگر كه براى تكاپوى زندگى تصور شود يكسان است . » [١] توضيحى در بارهء سه جمله از جرج جرداق
توضيحى در بارهء سه جمله از جرج جرداق جملهء يكم
جملهء يكم - « آيا انسان بزرگى را مانند على مى شناسى كه حقيقت انسانى را به عقول و مشاعر بشرى آشنا بسازد - آن حقيقت انسانى كه سرگذشتى چون ازل و آيندهء باقى چون ابديت و ژرفائى بس عميق دارد . . . » معناى اين جمله چنين است كه مكتبهاى معمولى و ديگر عظماى انديشه ، انسان را در آن قلمرو محدود و بسته مى شناسند و معرفى مى كنند كه با عوامل جبرى محيط و تاريخ و قوانين مقرّره و خود خواهىها قالب گيرى مى شود و چند روزى در صحنهء ساخته شدهء عوامل مزبور به بازيگرى خود دلخوش مى دارد و با تحمل هزاران رنج و شكست از صحنه خارج مى شود و رهسپار زير خاك تيره مى گردد .
اين انسان مورد شناخت و معرفى مكتبها و متفكران معمولى ، همواره در ميان گذشتهء معدوم و آيندهء مجهول ، چشم به دهان مكتبها و متفكران ، ديده از اين زندگانى مى بندد . اگر خيلى شانس داشته باشد و انبوه گرد و غبار تاريخ چهره اش را نپوشاند ، مى تواند موضوع تحقيقات حرفه اى براى مورخين بوده يا مانند جنازه اى بىصاحب مورد تشريح فلسفه گويان نامجو قرار بگيرد .
شناخت على در بارهء انسانها بقول جرج جرداق : درست در نقطهء مقابل انسان شناسى مزبور مى باشد . نخست اين كه على انسان را محصول بازى طبيعت
[١] - صوت العدالة الانسانية - جورج جرداق ج ١ ص ٢٣ و ٢٤ .