ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧ - انعكاس طبيعى مختصات انسانى در كالبد مادى او نمى تواند انسان را ماشين معرفى نمايد
انعكاس طبيعى مختصات انسانى در كالبد مادى او نمى تواند انسان را ماشين معرفى نمايد جريان قانون علت و معلول با آن عموميت كه در دو قلمرو انسان و ماشين دارد ، همچنين انعكاس طبيعى مختصات انسانى در كالبد مادّىاش ، نمى تواند انسان را با سيستم ماشين قابل مقايسه بسازد .
بتوضيح اين كه - ما كمترين ترديدى در اين واقعيت نداريم كه عوامل برونى در هر سه قلمرو بيولوژيك و فيزيولوژيك و پسيكولوژيك انسانى ، اثر و انعكاسى ايجاد ميكند ، باين معنى كه اگر يك پديده يا رويداد جهان عينى جنبهء عامل بودن براى انسان پيدا كند ، اثر و انعكاسى مناسب در يكى از سه قلمرو بوجود مى آورد ، توضيحات پاولوف و ساير تفسير كنندگان انعكاسات و مكانيسمهاى انسانى بسيار لازم بوده و از اين توضيحات براى شناخت جنبههاى طبيعى و روانى آدمى بهره - بردارىهاى علمى شايسته اى صورت گرفته است .
آنچه كه موضوع بحث و بررسى ما است اينست كه آيا اين تفسير كنندگان مى توانند خود را مجاز بدانند كه پروندهء انسان را در آن انعكاسات و مكانيسمها خلاصه نموده و حقيقتى را بنام انسانيت از انسان منها نمايند يا آن قدر بىاهميّت تلقى كنند كه گويى چنين حقيقتى وجود ندارد من گمان نميكنم آن مغزهاى مقتدر كه در قلمرو علوم انسانى به آن همه معلومات مفيد دست يافتهاند ، خود را براى نفى انسانيت انسان مجاز بشمارند . ما بعنوان نمونه در حدود ٩٥٠ مختص انسانى را متذكر شديم و اثبات كرديم كه هيچ ماشينى اگر چه بعظمت نهايى برسد ، نمى تواند داراى آن مختصات بوده باشد .
« كيست كه با ملاحظهء آن همه مختص انسانى بگويد : تنها تفاوت ميان ماشين و انسان ، حيات است كه انسان دارا ميباشد » نهصد و پنجاه مختص انسانى ، چنان انسان را از ماشين دور مى سازد ، يا بعبارت ديگر بالاتر مى برد كه گويى : هر يك از آنها بطور مستقل جدا كنندهء انسان از ماشين است . ما از اين مطلب مى گذريم و استقلال هر يك از مختصات انسانى