ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٤ - ملاك آن امتياز كه دارندهء آن حق رسالت دارد
بلكه وجود امتياز موقعى حق رسالت را به دارندهء امتياز مى دهد كه از عنوان امتياز و برترى شخصى طبيعى بالاتر بوده و دارندهء امتياز خود را واسطه و متعهّد در انتقال آن به ديگران بداند ، بنا بر اين جامعه اى كه مثلا داراى معادن سودمند ، يا ساير وسايل حيات را در اختيار دارد ، تنها از داشتن چنين امتياز ، رسالتى براى آن جامعه يا فرد اثبات نمى شود ، چنانكه گيرندگان و پذيرندگان هم ، آن امتياز را بعنوان رسالت تلقى نمى كنند .
پس از اين مقدمهء لازم ، مى پردازيم باين كه منبع رسالتهايى كه بشر با تكيه به آنها ادّعاى رسالت ميكند ، چيست تصور شده است كه دارندگان مختصات زير مى توانند رسالتى داشته باشند : ١ - نبوغ مغزى و عظمت استعداد .
٢ - چشمگير بودن شخصيت از نظر گروه يا گروه هايى از انسانها .
٣ - برخوردارى از درك خواستههاى اجتماع و قدرت نشان دادن طرق اشباع آنها .
٤ - دريافت قوانين و اصول و حقايق ريشه دار و مستمر در سرگذشت پر تحول بشرى .
٥ - احساسات شخصى و قدرت استخدام آنها بوسيلهء هنرها يا منطق مورد قبول .
٦ - جهشهاى روانى كه گاهى از اعماق روان بعضى از عظما بروز ميكند .
اين منبع ششم با نظر به عوامل بوجود آورندهء آن بر دو قسم عمده تقسيم مى گردد : قسم يكم - جهشهاى روانى كه از ضربه و انفجارهاى روانى بوجود مى آيد ، اين جهشها كه در حقيقت شبيه انفجارهاى آتمى است ، خطرناكترين عوامل گردونهء تاريخ محسوب ميشوند ، زيرا انفجار و جهش مزبور بطور قطع نتايج داراى اهميت حياتى ببار خواهد آورد ، بطورى كه مى تواند سرنوشت فرد و جامعه را بكلَّى دگرگون بسازد . اگر اين انفجار و جهش در روانهاى پاك و رشد يافته انجام بگيرد نتايج حياتى مثبت داشته ، تاريخ را يك يا چند گام پيش خواهد برد .