ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٠ - اصل دوم
بوجود آورنده پديدهء مقدس عشق حقيقى خدا است كه شعاع جمال و جلال خود را در يك انسان بزرگ مانند على ( ع ) مى افروزد و آن گاه پاكان اولاد آدم را پروانه وار دور آن شعاع فروزان مى گرداند .
دليل سوم - هر محقق صاحبنظرى كه با تتبّع و تحقيق لازم و كافى چه از مسلمانان و چه از ملل غير اسلامى ، در بارهء شخصيت على ( ع ) بررسى كردهاند ، به اتفاق آراء صدق محض و راستگويى و رستگارى على ( ع ) را پذيرفتهاند . تنها بعنوان نمونه جمله اى را از « پطروشفسكى » استاد دانشگاه لنينگراد متذكر مى شويم : « على تا سر حد شور و عشق پاى بند دين بود ، صادق و رستگار بود . . . و تمام صفات لازمهء اولياء اللَّه در وجودش جمع بود » [١] .
دليل چهارم - در مباحث پيشين جملاتى را از جبران خليل جبران ديديم كه چنين گفته بود : « على ( ع ) مانند آن پيامبران بود كه به جامعه هايى مبعوث مى شدند كه جامعهء آنان نبود ، در زمانى زندگى مى كردند كه زمان آنان نبود ، در ميان مردمى بودند كه شايستگى آن پيامبران را نداشتند ، خدا را در اين كار حكمتى است كه خود دانا است » و چنانكه در مختصات جامعه اى كه على ( ع ) در آن زندگى مى كرد ، متذكر خواهيم شد ، على ( ع ) در ميان دشمنان بسيار گوناگون و مردم نادان ، زندگى مى كرد .
از طرف ديگر على ( ع ) بر خلاف زمامداران ديگر هرگز با آن دشمنان با حيله گرى و ظاهر سازى رفتار نمى كرد و سختگيرى او در اجراى اصول عدالت ، براى دشمنانش راهى جز صف آرايى ظاهرى يا باطنى در برابر او نمى گذاشت .
در چنين وضعى براى دشمنان و خودكامههاى تبهكار دستاويزى بهتر از پيدا كردن نكتهء ضعفى مانند اتهّام به دروغ وجود نداشت ، و همه مى دانيم كه هيچ كس نتوانست چنين اتّهامى را به فرزند ابي طالب وارد آورد .
دليل پنجم - او حقيقت را دريافته بود ، فروغ تابناك مطلق عالم هستى ، دلش را روشن كرده و خدا را دريافته بود . خدا را در همهء لحظات زندگيش
[١] اسلام در ايران ص ٤٩ و ٥٠