ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٦ - معناى يكم - ١٧١ از خود بيگانگى ١٨٧ مثبت در سمت و مقصد طبيعى و معمولى
مى توان گفت : قرار گرفتن انسان در چنين مجراى تحول ، حيات طبيعى است كه بجريان افتاده است و راه منطقى زندگى را سپرى مى كند ، اگر آدمى تنها با اين منطق زندگى در تغيير دائمى « خود » ها بحيات خود ادامه بدهد و بالاترين امتيازات را هم بدست آورد ، وارد منطقهء ارزشها نمى باشد ، زيرا ارزشهاى انسانى بايستى از آزادى شخصيت سرچشمه بگيرد . جريان و تجدد « خود » ها در زمينهء جبرنه « خود گذشته » را بىارزش مى سازد و نه « خود جديد » را با ارزش بعنوان مثال موقعيّت مخصوصى وادار مى كند كه يك كوه سر به فلك كشيده اى ، آبهاى انبوه و درياچه هايى را در درون خود جاى بدهد و در شرايط و موقعيت ديگر منفجر شود ، آن درياچهها در شكل چشمه سارهاى زلال بجريان مى افتد و مزرعهها و جانداران و انسانها را احيا مى كند . در موقعيت ديگر هم آتش فشانى مى كند ، مزرعهها و جانداران و انسانها را به آتش مى كشد . اين دگرگونى در موقعيتها كه آبادىها و ويرانگرىها بوجود آورده است ، هيچ يك نه در منطقهء ارزشها قرار گرفته است و نه در منطقهء ضدّ ارزشها .
معناى دوم - از خود بيگانگى در گذرگاه تكامل
معناى دوم - از خود بيگانگى در گذرگاه تكامل اين معنا از « خود بيگانگى » نيز بر مبناى اصل تحول و دگرگونى در موجوديت درونى آدمى قرار گرفته است . تفاوت اين نوع « از خود بيگانگى » با نوع هفتم در اين است كه تجدّد « خود » ها يكى پس از ديگرى در اين نوع با يك كوشش درونى همراه است كه هدفش تكامل « خود جديد » است كه در درون آدمى ظهور ميكند . تعريف اجمالى اين گونه تحول تكاملى در « خود » ها چنين است : « كوشش براى بدست آوردن خود تكامل يافته تر با بهره بردارى از آزادى » .
چند مسئلهء اساسى را در تحليل اين تعريف مطرح مى كنيم :
مسئله يكم - آيا براى اين كوشش عاملى لازم است
مسئله يكم - آيا براى اين كوشش عاملى لازم است اين سؤال از آنجا ناشى مى شود كه هر « خود » ى كه در درون ما بوجود مى آيد ، نمى تواند فى نفسه و از روى اختيار بگذشته بخزد و راه را براى بروز خود جديد هموار بسازد ، زيرا هيچ