ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٧ - از خود بيگانگى معلول طبيعى ناخود ساختگى است
مى باشد . مختصات پديدهء خود ساختگى زياد است ، ما به برخى از آنها اشاره مى كنيم : ١ - پيشرفت روزافزون در گسترش ابعاد شخصيت ، زيرا طعم مالكيت بر خود براى انسانهاى خود ساخته ، شبيه به طعم حياتى است .
٢ - تقليل دلهره و نگرانى و رفع تزلزل و اضطراب در مقابل عوامل طبيعى و بشرى مزاحم .
٣ - افزايش آرامش و محاسبههاى منطقى در زندگى مادى و معنوى . . . مسلم است كه امتياز و ارزش انسانهاى خود ساخته با انسانهاى ناخود ساخته قابل مقايسه نيست ، زيرا زندگى براى خود ساختگان واقعيتى است كه آن را بدست آوردهاند و در نتيجه زندگى محصول خود آنان مى باشد ، در صورتى كه ناخود ساختگان از زندگى مستند بخودشان محرومند ، زيرا موجوديتشان جايگاه تراكم معلولات طبيعت و همچنين افراد بشر مى باشد كه بدون آگاهى و اختيار در وجود آنها تركيب مى يابند و متلاشى مى گردند .
« خدا ساخته » - اين مفهوم چه معنائى دارد آيا معنايش اينست كه خداوند متعال در مقام شامخ ربوبىاش فرشتگانى را تعيين و مأمور مى كند كه برويد انسانهايى را در روى زمين به رشد و كمال برسانيد و برگرديد آيا خداوند اين گونه انسانها را از مجراى طبيعت و اجتماعات مى گيرد و مى برد در آسمانها و در آنجا تعقل و وجدان و اراده هايشان را مى سازد و سپس آنان را بزمين مى فرستد آيا اين خدا ساختگان بجاى خوراكها و پوشاكها و مسكنهاى معمولى ، نور مى خورند و نور مى آشامند و در نور مى نشينند آيا بطور كلى اين انسانها در ماوراى طبيعت زندگى مى كنند شادى و اندوه و گريه و خنده و بيمارى و تندرستى ندارند بنظر ما همين پندارهاى نابخردانه است كه آدميان را از آمادگى براى پذيرش مقام والاى خدا ساختگى محروم نموده است .