ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٠ - اينست آن حياتى كه از ناچيزترين حركات مژگان تا عاليترين فعاليت مادى و روحىاش مى تواند تجسم يافته قانون بوده باشد
آب و سبك گفتار و راه رفتن آن عظما را زير نظر گرفته ، و مى كوشيدند كه در همين امور ناچيز و بىنياز از تقليدهم ، از آنان پيروى نمايند . اگر منعكس ساختن عينى آن امور امكان پذير نبود ، حدّاقل بعنوان واقعيات قانونى بآن امور مى نگريستند .
مضمون جملهء پنجم از گفتار « على بن ابي طالب عليه السلام » عاليترين نمونه براى اتّخاذ قانون از زندگى يك انسان است كه مى توان آن را بدون چون و چرا پذيرفت ، زيرا تفسير و توضيح شخصيت آن بزرگوار حتى بوسيلهء دشمنانش جواب هر چون و چرا را داده است .
مى گويد : « من بمبناى برهان روشن پروردگارم حركت ميكنم . » بلى قطعا چنين است كه مى گويد ، زيرا او است كه در همهء زندگيش حتى يك لحظه هم از ياد خداوندى غافل نيست ، اوست كه آن همه حكمت و مضامين عالى الهى را نه از روى توهمات و تخيلات ، بلكه از اعماق عقل و وجدانش بيان مى كند و چنانكه در مجلد دوم خواهيم ديد حقايقى را كه او در الهيّات مطرح مى كند ، روشنگر آنست كه زندگى او جز در گرايش ربانّى و پروازهاى ملكوتى سپرى نشده و همهء شئون طبيعت و زندگانى طبيعى او و در حال ارتباط با انسانها در پيشگاه الهى صورت گرفته است . چنين شخصيتى تجسّم يافتهء حق و قانون است كه مى تواند ملاك حق و تفكيك آن از باطل بوده باشد . بهمين جهت است كه جلال الدين مولوى در بارهء او مى گويد :
< شعر > تو ترازوى احد خو بوده اى بل زبانهء هر ترازو بوده اى < / شعر > ٦ - سَتَرَنى عَنكُم جِلبابُ الدّينِ و بَصَّرَنيكُم صِدقُ النّيِةِ . اقَمتُ لَكُم عَلى سَنَنِ الحَقِّ فى جَوادِّ المَضَلَّةِ حَيثُ تَلتَقُونَ وَلا دَليلَ وَتَحتَفِرُونَ وَلا تُميهُونَ . اليَومَ انطِقُ لَكُمُ العَجماءَ ذاتَ البَيانِ ، غَرَبَ رَاىُ امرِىٍ تَخَلَّفَ عَنىّ ، ما شَكَكتُ فى حَقّ مُذ اريتُه [١] .
( اى تبهكاران ، تظاهر شما به پديدههاى دين حقيقت مرا از شما پوشيده و
[١] ط ٦٠ ج ١ ص ١٠٤ .