ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٨ - از خود بيگانگى معلول طبيعى ناخود ساختگى است
طبيعت با همهء شئون و قوانينى كه دارد ، براى انسان خدا ساخته نه تنها مطرح است ، بلكه واقعيت بسيار جدىتر و اصيلترى را به اين گروه نشان مى دهد تا به دو گروه ناخود ساخته و خود ساخته .
اين واقعيت اصيل و جدى عالم طبيعت را در همين مجلد در مباحث مربوط به مواد رسالت كلى توضيح دادهايم ، مراجعه شود . قانون از ديدگاه يك انسان خدا ساخته از دو اصالت مهم برخوردار است : اصالت يكم - تحقق و ضرورتى كه خود قانون نشان مى دهد و مى گويد : براى ادامهء حيات و دفاع از حيات ، ضرورى است . هر سه گروه در اعتراف به اين اصالت كه منشأ بروز دانشها است مشتركند .
اصالت دوم - وابستگى كامل قوانين به خداوند هستى آفرين . مسلم است كه در عالم هستى اصيلتر از مشيت الهى ، حقيقتى وجود ندارد ، و قوانين حاكم در قلمرو هستى تجسمى از مشيت خداوندى است . اين اصالت دوم بر دو گروه ناخود ساخته و خود ساخته مطرح نيست . و براى انتقاد از مكتب ايده آليسم هيچ نظريه و مكتبى مانند خدا ساختگان نمى توانند عرض اندام نمايد . پس چه عواملى وجود دارد كه خدا ساختگان را از ناخود ساختگان و خود ساختگان تفكيك مى كند و امتياز آنان در چيست اين گروه پس از رسيدن به مرحلهء ظهور « خود » ( انعقاد شخصيت ) نخست اين حقيقت را در مى يابند كه « خود » و « شخصيت » هر چه كه باشد ، در ارتباط با طبيعت و ديگر انسانها يك موضوع بيطرف نيست ، زيرا همهء اجزاء و شئون طبيعت و انسانهائى كه در پيرامون او در جريانند ، باندازه و كيفيت خواستهها و دانستههاى او ، نمودار گشته و با او ارتباط برقرار مى كنند . پس ضرورت دارد كه به اين عامل مهم ( خود ) بطور جدّى نگريسته شود ، اين نگرش در « خود » بدون ارتباط با جز خود ( عالم عينى و ديگر انسانها ) جز آشنايى با مقدارى احساسات و انديشهها و تجسيمات و تداعى معانى و اراده و زيباجوئى و قدرت طلبىهاى ابتدايى و خام نتيجه اى نمى دهد ، لذا بيرون آمدن از « خود » را براى آشنايى با جز خود لازم ديده ، با وسايل و ابزار