ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩ - پس انسانيتى كه براى او رسالتى لازم است وجود دارد
كه روش ضرورى را در تنظيم مصالح اجتماعى ايفاء مى نمايد . جنبهء ناشايستهء آن كه از حدود ضرورى تنظيم مزبور متجاوز مى نمايد ، تسلَّط انسان بر انسان ، از اين جنبه ، كشتار و تصادم است و بس .
٤ - اجتماعات پيشرفته همواره بطور قاطع از عامل چهارم حمايت ميكند و آن عبارت است از تحصيل رضايت اقناع كننده و وصول به آن .
در ميان تزاحم نشاطهائى كه مطلوب بشرى است ، سه نوع اساسى به رشد عامل چهارم كمك كرده است : نوع يكم - عواطف خانوادگى كه در روابط جنسى مجسّم مى شود .
نوع دوم - تغذيه و بزرگ كردن كودكان .
نوع سوم - گرايش به آگاهى فكرى كه در بهره بردارى از تبادل افكار مجسم مى گردد .
به اين سه نوع نشاط ، فعاليتهاى بازرگانى در جوامع گسترش يافته هم اضافه مى شود .
ولى در ماوراى حدود اين احساسات و تحركهاى خصوصى ، يك رابطهء عاطفى بزرگترى نيز وجود دارد و آن عبارت است از تقديس و تمجيد رو بافزايش نيرويى كه طبيعت به وسيلهء آن نيرو ، هدفهاى عالى انسانى را قابل وصول مى سازد و افرادى از انسانها را بوجود مى آورد كه مى توانند آن هدفهاى عالى را با تشخيص آگاهانه ، تفكيك نمايند . اين تقديس و تمجيد اساس احترام انسان به انسان است .
اين تقديس و تمجيد است كه آزادى فكر بشر و عمل آن را كه براى استمرار حيات در تكاپو براى رسيدن بمراحل عالى و تازه تر كه در روى زمين ، ضرورى هستند ، تأمين مى نمايد [١] .
پس انسانيتى كه براى او رسالتى لازم است وجود دارد ممكن است با ديدن عنوان اين مبحث در شگفتى فرو رويد و از نويسنده بپرسيد كه مگر انسانيت احتياج به اثبات دارد
[١] تكاپوهاى ايدهها ، و ايتهد ص ٨٥ و ٨٦ متن انگليسى .