ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٩ - چهارم - جلال الدين محمد مولوى
< شعر > خنجر و شمشير شد ريحان من مرگ من شد بزم و نرگسدان من آنكه او تن را بدينسان پى كند حرص ميرّى و خلافت كى كند زان بظاهر كوشد اندر جاه و حكم تا اميران را نمايد راه و حكم تا بيارايد بهر تن جامه اى تا نويسد او بهر كس نامه اى تا اميرى را دهد جان دگر تا دهد نخل خلافت را ثمر [١] گفت من تخم جفا مى كاشتم من ترا نوعى دگر پنداشتم < / شعر > حالا مى بينم :
< شعر > تو ترازوى احد خو بوده اى بل زبانهء هر ترازو بوده اى [٢] زين سبب پيغمبر با اجتهاد نام خود و آن على مولا نهاد گفت هر كاو را منم مولا و دوست ابن عمّ من على مولاى اوست كيست مولا آنكه آزادت كند بند رقيّت ز پايت وا كند چون به آزادى نبوت هادى است مؤمنان را ز انبيا آزادى است [٣] < / شعر > تفسير و توضيح ابيات مثنوى را به خود مطالعه كنندهء محترم واگذار مى كنيم .
پنجم - محمد ابو الفضل ابراهيم
پنجم - محمد ابو الفضل ابراهيم - محقق بزرگ كه شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد را مورد تحقيق عالمانه قرار داده است : « در شخصيت پيشوا على بن ابي طالب ( ع ) آن قدر كمالات و عناصر پسنديده و عظمتهاى روحى و نورانيت تكاملى و شرافت عالى توأم با فطرت پاك و نفس محبوب خداوندى جمع شده است كه در هيچ يك از انسانهاى بزرگ ديده نمى شود . » [٤] توضيحى در جمله اى از محمد ابو الفضل ابراهيم
توضيحى در جمله اى از محمد ابو الفضل ابراهيم شخصيت علىّ بن ابي طالب ( ع ) در نظر محقّق مزبور جامع همهء امتيازات بزرگ انسانى است . تا حدى كه صراحتا مى توان گفت : امتياز شخصيت امير المؤمنين
[١] دفتر اول مثنوى ص ٧٦ .
[٢] دفتر اول مثنوى ص ٧٧ .
[٣] دفتر ششم مثنوى ص ٤١٩ .
[٤] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد - مقدمه بقلم محمد ابو الفضل ابراهيم .