الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٨٨ - احتجاج امام حسين عليه السّلام در توبيخ معاويه بر كشتارى كه از شيعيان أمير المؤمنين عليه السّلام نمود و اظهار رحمت بر آن مقتولين
و عذر مرا در بارهء تو و ياران ظالمت كه مايهء جمع حزب ظالمان با اولياى شيطان شدهاند را بپذيرد .
مگر تو قاتل حجر بن عدى برادر كنده و أصحاب صالح مطيع عابد او نيستى ، آنان منكر ظلم بوده و بدعت را بد شمرده و حكم كتاب خدا را پيش مىانداختند ، و در راه خدا از سرزنش هيچ ملامتگرى نمىترسيدند ، تو از سر ظلم و عدوان همه اشان را پس از امان و عهد و ميثاق محكم ؛ بىآنكه مسأله اى ميان تو و ايشان بوده و نه حقد و كينه اى كه در سينه داشته باشى ؛ از لب تيغ گذراندى ! .
مگر تو قاتل عمرو بن حمق ؛ صحابهء گرامى رسول خدا نيستى ؛ بندهء صالحى كه شدّت عبادت او را تحليل برده و رنگش را زرد و جسمش را نحيف كرده بود ، پس از آنكه او را به عهود و ميثاق الهى امانش دادى ، امانى كه اگر به پرندگان داده بودى همهء آنها از بالاى كوه بر تو نازل مىشدند ، سپس تو آن بزرگوار را از سر گستاخى و بىشرمى بر خداى و كوچك شمردن عهد و پيمان او به قتل رساندى ! مگر تو آن نيستى كه زياد را همو كه بر فراش بردگان عبد ثقيف بدنيا آمد برادر خود خواندى