الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٦٩ - احتجاج حضرت رضا عليه السّلام بر أهل كتاب و مجوس و رئيس صابئين ( ١ ) و بر ديگر از أهل شقاق
داشتن پسران ويژه ساخت و خود از فرشتگان دخترانى گرفت ؟ ! هر آينه بزرگ سخنى مىگوييد ! - إسراء : ٤٠ » ، و لذا وقتى پيامبر آن زن را در حال شستشو ديد گفت : آنكه تو را آفريده ، برتر و منزّه از اين است كه فرزندى داشته باشد كه آن فرزند اين چنين نيازمند غسل و تطهير باشد ، و هنگامى كه زيد به خانه برگشت ، همسرش ؛ آمدن رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و گفتهء آن حضرت كه « پاك و منزّه است خدايى كه تو را آفريد ! » را به او اطَّلاع داد ، زيد خدمت آن حضرت شتافته و عرض نمود : اى رسول خدا ، همسر من كمى بداخلاق است و من قصد طلاق او را دارم .
رسول خدا صلَّى الله عليه و آله به او فرمود : « همسرت را براى خود نگاه دار و از خدا پروا داشته باش » ، و خداوند پيش از اين تعداد همسران آن حضرت و اينكه اين زن نيز از جملهء ايشان است را به او خبر داده بود ، و پيامبر اين موضوع را در دل مخفى داشته و براى زيد نگفته بود ، و از اين هراس داشت كه مردم بگويند : محمّد به برده اش كه خود او را آزاد كرده مىگويد : زن تو ، همسر من خواهد شد ، و با اين گفته ، بر پيامبر خرده گيرند ، بهمين جهت خداوند اين آيه را نازل فرمود : « و ياد كن آنگاه كه به آن كس كه خداى به او نعمت داده بود - يعنى نعمت اسلام - و تو نيز به او نعمت داده بودى - يعنى : آزادى از بردگى -