الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٣٢ - احتجاج حضرت رضا عليه السّلام بر أهل كتاب و مجوس و رئيس صابئين ( ١ ) و بر ديگر از أهل شقاق
پس همه برخاسته ، خاكهاى سرشان را مىتكاندند ، و مردان قريش نيز از ايشان در بارهء امورشان پرسش مىكردند و در ضمن گفتند : محمّد پيامبر شده است ، مردگان از خاك برخاسته گفتند : اى كاش ، ما نيز وى را دريافته به او ايمان مىآورديم ، و رسول خدا صلَّى الله عليه و آله نيز افراد نابينا يا مبتلا به پيسى و ديوانگان را شفا داده است ، با حيوانات ، پرندگان جنّ و شياطين صحبت كرده است ، ولى ما آن حضرت را خدا نمىدانيم ، و در عين حال منكر فضائل اين دسته از پيامبران نيستيم ، شما كه عيسى را معبود خود مىخوانيد ، بايد دو پيامبر : يسع و حزقيل را نيز معبود خود بدانيد ، زيرا آن دو نيز نظير عيسى مردگان را زنده مىكردند ، و معجزات ديگر او را نيز انجام مىدادند .
و همچنين تعدادى از بنى اسرائيل كه به هزاران نفر مىرسيدند ، از بيم طاعون از ديار خود خارج شدند ، ولى خداوند جان ايشان را در يك لحظه گرفت ، أهل آن ديار ، اطراف آن مردگان حصارى كشيدند و آنان را به همان حال رها كردند تا استخوانهايشان پوسيد ، روزى يكى از انبياء بنى اسرائيل از آنجا عبور ميكرد ، از كثرت استخوانهاى پوسيده به شگفت آمد ، خداوند به او وحى فرمود كه : آيا ميل دارى ايشان را براى تو زنده كنم تا آنان را انذار كرده و دين خود را تبليغ كنى ؟ گفت : آرى ، اى پروردگار من .