الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١١٠ - خطبهء حضرت زينب عليها السّلام دخت گرامى علىّ بن ابى طالب عليه السّلام در حضور مردم كوفه پس از مراجعت از كربلا
پاداش من كه نيكخواه شما بودم اين نبود كه با خويشانم پس از من بدى كنيد ، من مىترسم عذابى بر شما نازل شود مانند آن عذاب كه قوم ارم را هلاك كرد .
پس از آنها روى بگردانيد .
حذيم گفت : مردم را حيران ديدم و دستها به دندان مىگزيدند ، پيرمردى در كنار من بود مىگريست و ريشش از اشك تر شده بود و دست سوى آسمان برداشته مىگفت :
پدر و مادرم فدايشان ؛ سالخوردگان ايشان بهترين سالخوردگانند و جوانان آنان بهترين جوانان و زنان ايشان بهترين زنان و نسل آنها والاتر از همه و فضل آنها بالاتر ، و اين اشعار سرود :
پيرانشان بهترين سالخوردگانند و نسل اينان اگر شمار شود عارى از هر تباهى و خوارى است .
پس علىّ بن الحسين عليهما السّلام فرمود : اى عمّه خاموش باش ، باقى ماندگان بايد از گذشتگان عبرت گيرند و تو بحمد الله ناخوانده دانائى و نياموخته خردمند و گريه و ناله رفتگان را باز نمىگرداند . پس آن بانوى بزرگوار ساكت شد .