الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٨١ - احتجاج امام حسين عليه السّلام به ذكر مناقب أمير المؤمنين و فرزندانش عليهم السّلام
و فرارى مىداد ، تا آنجا كه ديگر در عراق شيعهء مشهورى نماند ، و افراد باقيمانده ، يا مقتول بودند يا مصلوب يا زندانى يا تبعيد و يا فرارى .
و معاويه به تمام عاملان خود در تمام بلاد نوشت كه شهادت و گواهى هيچ يك از شيعيان علىّ و أهل بيتش را نپذيريد ، و بدنبال شيعيان عثمان و محبّين او و أهل بيت و أهل ولايتش باشند ، و به مجالس راويان فضل و مناقب او نزديك شده و وسائل قرب آنان به خود را فراهم نموده و اكرامشان كنيد ، و نام افرادى كه مناقب او را نقل مىكنند را بهمراه اسامى پدر و قبيله اش يادداشت كنيد . همين كردند تا جايى كه روايات در مناقب عثمان زياد شد ، و اين روايات را براى آن هدايا و لباسها و زمينهايى ساختند كه از سوى عرب و موالى به ايشان داده مىشد ، و اين افراد در شهرها زياد شدند ، و براى تصاحب خانه و زمين تلاش نموده و دنيا بر ايشان وسعت يافت ، كسى نبود كه در بارهء عثمان مدح و منقبتى نقل يا فضيلتى ذكر كند جز آنكه نامش نگاشته و مقرّب شده و جايزه مىگرفت . و مردم مدّتى طولانى به اين صورت بودند .
سپس معاويه بعاملانش نوشت : حديث در بارهء عثمان زياد و شايع شده ، اكنون مردم را