الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٧٨ - احتجاج امام حسين عليه السّلام به ذكر مناقب أمير المؤمنين و فرزندانش عليهم السّلام
قيس بن سعد بن عباده كه بزرگ انصار و فرزند سرور ايشان بود به طعن گفت :
شترهاشان را در كارزار بدر و احد و ديگر مواقع در ركاب رسول خدا فنا ساختهاند ، آن روزها كه به تو و پدرت بخاطر اسلام ضربه زدند تا اينكه بر خلاف ميل شما امر الهى ظاهر شد ! معاويه سكوت كرد ، قيس ادامه داد : بدان كه رسول خدا با ما عهد فرموده كه ما پس از او مواجه با يك حقّ كشى خواهيم شد .
معاويه گفت : چه دستور به شما فرموده ؟ گفت : صبر كنيم تا به او ملحق شويم .
معاويه گفت : پس صبر كنيد تا به او ملحق شويد ! سپس معاويه به گروهى از قرشيان گذشت با ديدن او همه برخاستند جز عبد الله بن عبّاس ، به او گفت :
اى ابن عبّاس ، تنها چيزى كه مانع تو شد كه مانند دوستانت برخيزى اين بوده كه من در كارزار صفّين با شما جنگيدم ، اين را بخود مگير چرا كه پسر عمويم عثمان مظلومانه به قتل رسيده بود ! .
ابن عبّاس گفت : عمر بن خطَّاب هم مظلومانه كشته شد ( پس چرا براى او قيام نكردى ) ؟ ! گفت : عمر را فرد كافرى به قتل رساند .