الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٦٧ - احتجاج امام حسن عليه السّلام بر منكرين صلح با معاويه كه او را در طلب حقّ خود مقصّر مىپنداشتند
اى مردم ! اگر شما ميان شرق و غرب عالم را در جستجوى كسى زير پا نهيد كه زادهء رسول خدا باشد جز من و برادرم كسى را نخواهيد يافت .
١٥٧ - و به اسناد مذكور در متن نقل است كه : وقتى امام حسن عليه السّلام با معاويه مصالحه كرد ، مردم بر آن حضرت وارد شده و برخى از سر ملامت بر بيعتى كه با معاويه نموده مطالبى گفتند ، در اين ميان امام عليه السّلام فرمود : واى بر شما ! متوجّه نشديد كه من چه كردم ، بخدا قسم آنچه انجام دادم براى شيعيانم بهتر و نيكوتر از هر چيزى است كه خورشيد بر آن طلوع و غروب مىكند ! . مگر نمىدانيد كه من امام شما و واجب الطَّاعه مىباشم ، مگر يادتان رفته كه به تصريح رسول خدا صلَّى الله عليه و آله من يكى از دو آقاى جوانان بهشتى هستم ؟ گفتند : آرى چنين است .
فرمود : مگر نمىدانيد هنگامى كه خضر كشتى را سوراخ كرد ، و ديوار برقرار داشت ، و پسرك را كشت اين كردار او بر حضرت موسى گران آمد ؛ چرا كه حكمت اين كار بر او ظاهر و آشكار نبود ، ولى نزد خداوند متعال سرشار از حكمت و درستى بود ؟ ! مگر نميدانيد همهء ما بيعتى از طاغيهء زمانش بر گردن او است جز حضرت قائم عليه السّلام ؟