الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٦٦ - احتجاج حضرت حجّت امام قائم ، مهدى منتظر ، صاحب الزّمان - صلوات الله عليه و على آبائه الطَّاهرين
سپس احمد بن اسحاق عباى طبرى را گشود و انبان سر بمهر خود را در مقابل امام عسكرىّ عليه السّلام نهاد . مولايمان به پسر بچّه نگريسته و فرمود : مهر از هداياى شيعيان و دوستان خود بردار .
او گفت : مولاى من ! آيا جايز است دستى پاك و مطهّر به هدايا و اموالى آلوده دراز شود ؟ ! سپس ادامه داد : اى ابن اسحاق ! محتويات انبان را بيرون آور تا من حلال و حرام آن را جدا كنم ، سپس اوّلين كيسه اى كه خارج ساخت آن پسر بچّه گفت : اين مال فلانى از فلان محلَّه در قم شامل شصت و دو دينار است كه چهل و پنج دينار آن مربوط به بهاى فروش زمين سنگلاخى است كه صاحبش آن را از پدر خود به ارث برده و چهارده دينار آن مربوط به بهاى هفت جامه و سه دينار آن مربوط به اجارهء دكَّانها است .
مولايمان امام عسكرىّ عليه السّلام فرمود : راست گفتى پسر جان ! اكنون آن مرد را راهنمايى كن كه حرام آن كدام است .
پسر بچّه گفت : در اين مسكوكات دينارى است منسوب به شهر رى ( رازى ) كه تاريخ آن فلان سال است كه نصف نقش آن محو شده و سه قطعه طلاى آملى بوزن يك دانق و نيم در اين كيسه مىباشد ، كه اين مقدار از آن حرام است ، و علَّت تحريم آن اين