الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٣٦ - احتجاج حضرت علىّ بن محمّد عسكرىّ عليهما السّلام در قسمتى از توحيد و جز آن از علوم مربوط به دين و دنيا بر مخالف و موافق
گفت : پس چه بگويم اى أمير المؤمنين ؟
فرمود : مىگوئى : تو مالك آنى به خواست و اجازهء خداوندى كه غير تو را نيز مالك آن مىسازد ، پس چنانچه اختيارش را بتو بسپرد آن از بخشش او است ، و اگر تو را از داشتن آن محروم سازد از آزمون او است ، چرا كه او صاحب چيزى است كه اختيارت بخشيده و مالك ( قادر ) بر آنچه توانمندت ساخته است ، مگر نشنيده اى كه مردم چون مىگويند « لا حول و لا قوّة إلَّا با لله » از خداوند طلب حول و قوّت مىكنند ؟
عبايه پرسيد : تأويل آن چيست اى أمير المؤمنين ؟
فرمود : يعنى هيچ حركتى از نافرمانيهاى خدا صورت نگيرد مگر به نگهدارى او ، و ما را هيچ نيروئى بر طاعت خدا جز به يارى و كمك او نيست .
راوى گويد : عبايه [ با شنيدن اين سخنان ] از جا جسته و دست و پاى آن حضرت را غرق بوسه ساخت ! .
سپس حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام با ذكر شواهدى از كتاب خدا قرآن - كه در پى مىآيد - مانند : « و بىشكّ شما را بيازمائيم تا مجاهدان و صابران شما را معلوم كنيم و خبرهاى شما ( اعمالتان ) را بيازمائيم - محمّد صلَّى الله عليه و آله : ٣١ » ، و آيهء : « [ و افرادى كه آيات ما را دروغ شمرند ] اندك اندك از جايى كه ندانند گرفتارشان خواهيم ساخت - اعراف : ١٨٢ » ، و آيهء : « [ آيا مردم پنداشتهاند ] همين كه گويند ايمان آورديم آنان را وامىنهيم و آزموده