الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥١٨ - احتجاج امام أبو جعفر ثانى محمّد بن علىّ عليهما السّلام در انواع مختلف از علوم دينى و مذهبى
بعضى هستند ، آنچه در بارهء آخرينشان ثابت و جارى است در بارهء نخستين ايشان نيز جارى است ؟ ! گفتند : راست گفتى اى أمير المؤمنين .
سپس آن قوم برخاسته رفتند ، و فرداى آن روز همه به اتّفاق حضرت جواد عليه السّلام در آن مجلس حاضر شدند ، و افسران و سرلشكران و پرده داران و نزديكان خليفه و ديگران جهت تبريك به مأمون و حضرت جواد عليه السّلام حضور يافتند ، در آنجا سه طبق نقره آورده شد كه پر از گلوله هايى بود كه از مشك و زعفران ساخته بودند ، و در بين آن گلولهها برگههاى كوچكى لوله شده بود كه در آنها حوالهء اموال نفيس و بسيار و عطاياى سلطنتى و آب و ملك نوشته بودند ، پس مأمون فرمان داد تا آن گلولهها را بر سر نزديكان خود بريزند ، و هر كه گلوله اى در دستش قرار مىگرفت آن را باز مىكرد و آن حواله را بيرون مىكشيد و براى اخذ آن به خزانه دار مأمون مراجعه مىنمود و دريافت مىكرد ، و از سوى ديگر كيسههاى طلا آورده در ميان گذاشتند ، و مأمون همه را در بين افسران و سرلشكرها و باقى مردم بخش كرد ، و عاقبت همهء حضّار از آن مجلس دارا و ثروتمند خارج شدند ، و همچنين مأمون صدقاتى به فقرا و مسكينان داد ، و از آن روز به بعد مأمون پيوسته حضرت جواد عليه السّلام را گرامى مىداشت ، و قدر و مرتبهء آن حضرت را بزرگ داشته و او را بر همهء اولاد و خاندان خود مقدّم مىداشت .