الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥١٣ - احتجاج امام أبو جعفر ثانى محمّد بن علىّ عليهما السّلام در انواع مختلف از علوم دينى و مذهبى
حرام بىنياز ساخته ، فرموده : « و عزبهايتان ( مردان بىزن يا زنان بىشوهر ) را و شايستگان از بندگان و كنيزان خود را به زناشويى دهيد ، اگر تنگدست باشند خداوند آنان را از بخشش خويش بىنياز مىگرداند ؛ و خدا فراخى بخش و دانا است - نور : ٣٢ » ، آنگاه چنين فرمود : همانا محمّد بن علىّ بن موسى ؛ امّ الفضل دختر عبد الله مأمون را خواستگارى مىكند ، و صداق و مهريه اش را مهريهء جدّه اش فاطمه دخت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله قرار مىدهد كه پانصد درهم خالص تمام عيار باشد ، پس اى أمير المؤمنين ، آيا به اين مهريه او را به همسرى من درخواهى آورد ؟
مأمون گفت : آرى اى أبو جعفر ؛ امّ الفضل دخترم را به اين مهرى كه گفتى به همسرى تو درآوردم ، آيا شما نيز اين ازدواج را پذيرفتى اى أبو جعفر ؟
امام فرمود : آرى پذيرفتم و بدان خشنود گشتم ، پس مأمون فرمان داد هر يك از مردمان از نزديك و غير آنان بنا بر رتبه و مقامش در جاى خود بنشيند .
ريّان راوى خبر گويد : زمانى نگذشت كه آوازهايى مانند آوازهاى كشتيبانها شنيدم كه با هم سخن گويند ، سپس خادمانى را ديديم كه از نقره كشتى ساخته و آن را با