الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٧٦ - احتجاج امام رضا عليه السّلام در مطالبى مربوط به امامت و ويژگيهاى الهى آن و راه رسيدن به او ، و نكوهش افرادى كه انتخاب امام را جايز مىدانند ، و سرزنش غالبان در امامت ، و دستور توريه و تقيّه به شيعيان هنگام نياز به آن دو و حسن تربيت
تا اينكه براى امّتش دانستيهاى دين را بيان فرمود ، و راهشان را آشكار ساخته و در مسير حقّ قرارشان داد ، و علىّ عليه السّلام را براى ايشان نشانه و پرچم راهنما و امام تعيين فرمود ، و هيچ چيزى را كه امّت بدان نيازمند شوند فرو نگذاشت جز اينكه آن را روشن ساخت ، پس هر كه گمان كند كه خداوند دينش را كامل نكرده ، در حقيقت او كتاب خدا را انكار نموده ، و منكر كتاب خدا ؛ كافر است .
آيا مردم به قدر امامت و جايگاه آن در امّت پى بردهاند و شناخت دارند تا اختيار ايشان در آن جايز باشد ؟ ! بىترديد امامت قدرى جليلتر و شأنى عظيمتر و مكانى بلندتر و جانبى منيعتر و باطنى عميقتر از آن دارد كه مردم به جهت عقل و خرد خود بدان رسند يا آنكه به اختيار خود امامى را منصوب كنند ، بىشكّ امامت منزلتى است كه خداوند ابراهيم خليل را پس از نبوّت و مقام خليل - اللَّهى در مرتبهء سوم بدان مخصوص ساخته ، و فضيلتى است كه بدان مشرّف فرموده ، و نامش را بلند آوازه ساخته ، پس خداوند فرمود : « و [ بياد آر ] آنگاه كه ابراهيم را پروردگارش به امورى چند بيازمود و او آنها را به انجام رسانيد [ خداى ] گفت : تو را براى مردم ؛ امام برگزيدم » ابراهيم از روى شادمانى به اين مقام گفت : « و از فرزندان من