الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٧٥ - احتجاج امام رضا عليه السّلام در مطالبى مربوط به امامت و ويژگيهاى الهى آن و راه رسيدن به او ، و نكوهش افرادى كه انتخاب امام را جايز مىدانند ، و سرزنش غالبان در امامت ، و دستور توريه و تقيّه به شيعيان هنگام نياز به آن دو و حسن تربيت
٣١٠ - قاسم بن مسلم از برادرش عبد العزيز نقل مىكند كه گفت :
ما در روزگار حضرت رضا عليه السّلام در شهر مرو بوديم ، و در نخستين روز ورودمان در مسجد جامع گرد آمديم ، و حاضران مجلس از مسأله امامت و كثرت اختلاف مردم در اين باب سخن مىراندند ، من بر آقاى خود عليه السّلام وارد شده و او را از گفتگوهاى مردم با خبر ساختم ، آن حضرت تبسّمى كرده و فرمود :
اى عبد العزيز ، اين مردم آگاهى ندارند و فريب عقائد خود را خوردهاند ، براستى خداوند جليل و عزيز ؛ رسول خدا را قبض روح نكرد تا اينكه دين اسلام را برايش به كمال رسانيد و كامل ساخت ، و قرآن را كه حاوى تفصيل هر چيزى است بر او نازل ساخته و در آن حلال و حرام ، حدود و احكام و جميع نيازمنديهاى مردم بطور كلَّى بيان شده است ، و فرمود : « در كتاب هيچ گونه كوتاهى نكردهايم - انعام : ٣٨ » ، در آخرين سفر حجّ ؛ كه اواخر عمر پيامبر صلَّى الله عليه و آله بود نيز اين آيه را نازل فرمود : « امروز دين شما را به كمال رساندم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را دين شما پسنديدم - مائده : ٣ » و مسألهء امامت از تماميّت دين است . و رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از دنيا نرفت