الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٦٦ - احتجاج حضرت رضا عليه السّلام بر أهل كتاب و مجوس و رئيس صابئين ( ١ ) و بر ديگر از أهل شقاق
و ظلمت دريا و تاريكى شكم ماهى اين ندا سر داد : « كه جز تو خدايى نيست ، پاك و منزّهى تو ، همانا من از ستمكاران بودم » ، به سبب ترك اين عبادتى كه بواسطهء آن در شكم ماهى ديدگان روشن شد ، پس خداوند دعاى او را برايش اجابت نموده و فرمود :
« پس اگر نه اين بود كه وى از تسبيح گويان بود . هر آينه تا روزى كه [ مردم ] برانگيخته مىشوند در شكم آن ( ماهى ) مىماند - صافات : ١٤٤ و ١٤٣ » .
مأمون گفت : خير شما تماماً از خداست اى أبو الحسن ! حال در بارهء اين آيهء كريمه : « تا چون پيامبران نوميد شدند و چنين دانستند كه به آنان دروغ گفته شده يارى ما بديشان رسيد - يوسف : ١١٠ » توضيح بفرماييد .
حضرت رضا عليه السّلام گفت : خداوند مىفرمايد : تا اينكه پيامبران از قوم خود نوميد شدند ، و قوم اينان پنداشتند كه انبياء دروغ گفتهاند ، يارى ما بديشان رسيد .
مأمون گفت : خير شما تماماً از خداست اى أبو الحسن ! اكنون در بارهء آيهء : « تا خدا گناه قبل و بعد گذشتهء تو را بيامرزد - فتح : ٢ » توضيح بفرماييد .
حضرت فرمود : از نظر مشركين مكَّه ، كسى گناهكارتر از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله نبود ،