الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٦٥ - احتجاج حضرت رضا عليه السّلام بر أهل كتاب و مجوس و رئيس صابئين ( ١ ) و بر ديگر از أهل شقاق
حضرت رضا عليه السّلام فرمود : آرى همين طور است ولى بايد دانست كه حضرت يوسف معصوم بود ، و فرد معصوم هرگز نه آهنگ گناه كند و نه آن را انجام دهد ، در اين باب پدرم از پدرش حضرت صادق عليهما السّلام برايم نقل كرده كه او فرموده : آن زن آهنگ او كرد كه انجام دهد ، و يوسف تصميم گرفت كه آن كار را انجام ندهد [١] .
مأمون گفت : خير شما تماماً از خداست اى أبو الحسن ! حال در بارهء اين آيه : « و ذو النّون را [ ياد كن ] آنگاه كه غضبناك برفت و پنداشت كه هرگز بر او تنگ نمىگيريم - انبياء ٨٧ » توضيح بفرماييد .
فرمود : آن شخص يونس بن متّى است كه بر قوم خود غضب كرده از ميانشان رفت و « ظنّ » يعنى : يقين كرد كه « ما هرگز روزىاش را بر او تنگ نمىگيريم » ، مانند آيهء :
« و امّا چون او را بيازمايد و روزىاش را بر او تنگ سازد - فجر : ١٦ » ، به معنى تنگ كردن معيشت است ، « پس او در تاريكى ، خدا را آواز داد » يعنى : در تاريكى شب
[١] البتّه در روايات ديگر گفته شده كه تصميم آن زن بر زنا بود و تصميم حضرت يوسف بر قتل ، و برهان ربّ اين بود كه اگر او را به قتل رسانى تو متّهم مىشوى كه قصد كام گرفتن داشته اى و چون دست نداده او را كشته اى ، براى همين پشت به او آهنگ درب خروجى را نمود و لباس آن حضرت را از پشت پاره كرد و اين بهترين دليل در تبرئهء آن حضرت در نزد همه شد .