الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٤٨ - احتجاج حضرت رضا عليه السّلام بر أهل كتاب و مجوس و رئيس صابئين ( ١ ) و بر ديگر از أهل شقاق
آيا اجازهء پرسش به من مىدهى ؟
امام فرمود : اگر در بين جمعيّت عمران صابىّ حاضر باشد ؛ حتماً تو هستى ، گفت : آرى خودم هستم ، امام فرمود : بپرس ولى انصاف را از دست مده و از سخن باطل و فاسد و منحرف از حقّ بپرهيز ، عمران گفت : بخدا سوگند اى آقاى من ، فقط مىخواهم چيزى را برايم ثابت كنى كه بتوانم به آن چنگ زده و تمسّك جويم و به سراغ چيز ديگر نروم .
امام فرمود : آنچه مىخواهى بپرس ، أهل مجلس همگى ازدحام كرده و به هم نزديك شدند .
عمران گفت : اوّلين موجود و آنچه را خلق كرد چه بود ؟
امام فرمود : پرسيدى ، پس خوب دقّت كن ! « واحد » هميشه واحد بوده ، هميشه موجود بوده ، بدون اينكه چيزى به همراهش باشد ، بىهيچ سابقهء قبلى ، مخلوقى را به گونه اى ديگر آفريد ، با اعراض و حدودى مختلف ، نه آن را در چيزى قرار داد ، و نه در چيزى محدود نمود و نه به مانند و مثل چيزى ، ايجادش