الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٤٧ - احتجاج حضرت رضا عليه السّلام بر أهل كتاب و مجوس و رئيس صابئين ( ١ ) و بر ديگر از أهل شقاق
نديدهايم ولى اخبارى از گذشتگان ما در دست است كه او چيزهايى را كه ديگران حلال نكردهاند بر ما حلال كرد ، لذا از او پيروى مىكنيم .
امام فرمود : مگر نه اين است كه به خاطر اخبارى كه به شما رسيده ، از او پيروى مىكنيد . گفت : بله همين طور است ، امام فرمود : ساير امّتهاى گذشته نيز چنيناند ، اخبارى مبنى بر دين پيامبران و موسى ، عيسى و محمّد - صلوات الله عليهم - به دستشان رسيده است ، عذر شما در عدم ايمان به آنان و ايمان بغير آنان بدين امور چيست ؟ هربذ خشكش زد ! ! .
سپس حضرت خطاب به جمعيّت فرمود : اگر در بين شما ، كسى مخالف اسلام هست و مىخواهد سؤال كند ، بدون خجالت پرسش كند ! در اين موقع عمران صابىّ كه يكى از متكلَّمين بود ، برخاست و گفت : اى دانشمند ، اگر دعوت به پرسش نكرده بودى ، اقدام به سؤال نمىكردم ، من به كوفه ، بصره ، شام ، و جزيره سفر نموده و با متكلَّمين بسيارى برخورد كردهام ، ولى كسى را نيافتهام كه بتواند وجود « واحد » ى را كه غير از او كس ديگرى قائم به وحدانيّت نباشد را برايم ثابت كند ،