الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٩٦ - احتجاج أبو الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام در توحيد و عدل و جز آن دو بر مخالف و موافق و غريب و فاميل
متجزّى است ، زيرا هر جزء جزء شده اى در توهّم آيد ، و كثرت و قلَّت مخلوقى است كه دلالت بر خالقى مىكند كه آن را آفريده است .
أبو قرّه گفت : ما روايت شدهايم كه : « خداوند ديدار و هم سخنى خود را ميان دو تن از پيامبران تقسيم فرمود ، صحبت را به موسى عليه السّلام و رؤيت را به محمّد صلَّى الله عليه و آله عطا كرد » .
حضرت فرمود : پس آنكه از طرف خدا [ اين مطلب را ] به جنّ و انس رسانيد كه :
ديدهها او را درك نكند ، علم مخلوق به او احاطه نيابد ، چيزى مانند او نيست ، آيا جز محمّد صلَّى الله عليه و آله بود ؟ گفت : چرا .
فرمود : چگونه ممكن است مردى به سوى تمام مخلوق آيد و به ايشان گويد كه از جانب خدا آمده و آنان را به فرمان خدا بسوى خدا خوانده و بگويد : ديدهها خدا را در نيابند و علمشان به او احاطه نكند و چيزى مانندش نيست ، سپس همين مرد بگويد : من به چشمم خدا را ديدم و به او احاطه علمى پيدا كردم و او به شكل انسان است ؟ ! آيا حيا نمىكنيد ! زنادقه نتوانستند چنين نسبتى به او دهند كه او چيزى از جانب خدا آورد آنگاه از راه ديگر خلاف آن را گويد .