الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٨٧ - احتجاج أبو الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام در توحيد و عدل و جز آن دو بر مخالف و موافق و غريب و فاميل
است و اين هم از جمله چيزهايى است كه خداوند را نمىتوان به آن وصف كرد ، سليمان ساكت در جاى خود باقى ماند .
سپس امام فرمود : اى سليمان ، پرسشى از تو دارم ، گفت : بپرس قربانت گردم ، امام فرمود : بگو ببينم ، آيا تو و دوستانت بر اساس آنچه مىدانيد و مىفهميد با مردم بحث كلامى مىكنيد يا بر اساس آنچه نمىدانيد و نمىفهميد ؟ گفت : البتّه بر اساس آنچه مىدانيم و مىفهميم ، امام فرمود : آنچه مردم مىدانند و قبول دارند اين است كه : اراده كننده ، غير از خود اراده است ، و نيز اراده كننده قبل از اراده موجود بوده ، و فاعل غير از مفعول است ، و اين مطلب گفتهء شما را كه مىگوييد : اراده و اراده كننده يك چيز هستند ، باطل مىكند ، سليمان گفت : قربانت گردم ، اين مطلب بر اساس فهم و دانستههاى مردم نيست ، امام فرمود : پس بدون اينكه معرفت و اطَّلاعى داشته باشيد ، ادّعاى علم مىكنيد و مىگوييد : اراده نيز مانند سمع و بصر است ، و لذا اعتقاد شما بر اساس عقل و علم نيست ، سليمان جوابى نداشت كه بگويد .
سپس امام فرمود : آيا خداوند بتمام آنچه در بهشت و دوزخ است ، واقف مىباشد ؟