الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٨٤ - احتجاج أبو الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام در توحيد و عدل و جز آن دو بر مخالف و موافق و غريب و فاميل
و از عمر هيچ كس كاسته نگردد - فاطر : ١١ » ، و آيهء مباركهء : « و گروهى ديگر واپس داشتگانند براى فرمان خدا - توبه : ١٠٦ » ، و امثال آنها .
پس سليمان به مأمون گفت : اى أمير المؤمنين ، از امروز به بعد به خواست خدا ، « بداء » را انكار نخواهم كرد ، و آن را دروغ نخواهم پنداشت .
مأمون گفت : هر چه مىخواهى از أبو الحسن بپرس ، بشرط آنكه خوب گوش دهى و انصاف را نيز رعايت كنى .
سليمان گفت : سرور من ! اجازه مىدهيد سؤال كنم ؟
امام فرمود : هر چه مىخواهى بپرس ، او گفت : نظر شما در بارهء كسى كه اراده را همچون « حىّ » و « سميع » و « بصير » و « قدير » اسم و صفت بداند چيست ؟
امام فرمود : شما مىگوييد : اشياء پديد آمدهاند و با يك ديگر تفاوت دارند ، چون او خواسته و اراده كرده است ولى نمىگوييد : آنها پديد آمدهاند و با يك ديگر تفاوت دارند چون او سميع و بصير است ، اين دليلى است بر اينكه آنها مثل « سميع » و « بصير » و « قدير » نيستند ، سليمان گفت : پس آيا او از اوّل و ازل مريد بوده ( صفت اراده را داشته ) ؟