الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٦٧ - احتجاج أبو الحسن علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام در توحيد و عدل و جز آن دو بر مخالف و موافق و غريب و فاميل
زنديق گفت : خداوند به تو لطف و رحمت فرمايد ، برايم توضيح بده كه خدا چگونه است ؟ و كجاست ؟
حضرت فرمود : واى بر تو ! آنچه تو گمان كرده اى غلط است ، او جا و مكان را ايجاد كرده است ، او بود ولى هيچ جا و مكانى وجود نداشت ، كيفيّت را او ايجاد كرده است ، او بود و هيچ چگونگى و كيفيّتى وجود نداشت ، لذا با كيفيّت يا جا و مكان و حواسّ قابل درك نيست و به هيچ چيز شبيه نمىباشد ، مرد گفت : حال كه با هيچ حواسّى از حواسّ پنجگانه قابل درك نيست پس ، اصلًا نيست ! .
حضرت فرمود : واى بر تو ! چون حواسّت از درك او عاجز است ، ربوبيّت او را انكار مىكنى ؟ و حال آنكه ما وقتى از ادراكش عاجز مىشويم يقين مىكنيم كه او ربّ ما است ، و او چيزى است بر خلاف ساير اشياء ، مرد گفت : پس بگو خدا چه زمانى ، بوده است ؟
حضرت فرمود : تو به من بگو ، خداوند كى نبوده است تا بگويم كى بوده است ؟
مرد پرسيد : چه دليلى بر وجود خدا هست ؟