الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٥٠ - احتجاج أبو إبراهيم موسى بن جعفر عليهما السّلام بر مخالفين در موضوعات مختلف
و از جملهء ورّاث دانستهاند . و همچنين علمايى نظر و فتواى علىّ عليه السّلام را قبول نموده و فتاوى ايشان بر خلاف نظرات آنها ( أبو بكر و عمر و بنى أميّه ) مىباشد ، يكى نوح بن - درّاج [١] است كه در اين مسأله ، قائل به رأى علىّ بن أبى طالب عليه السّلام است ، و بنا بر همين رأى نيز حكم و فتوى داده ، و شما نيز او را حاكم بصره و كوفه نموديد ، و او نيز بهمين منوال قضا و داورى كرد ، و چون خبر او به أمير المؤمنين ( شايد هارون يا مهدىّ عبّاسىّ مراد باشد ) رسيد و طبق دستور ، او و مخالفينش از جمله سفيان ثورىّ [٢] و ابراهيم مدنىّ [٣] و فضيل بن عياض را حاضر كردند ، و همگى شهادت دادند كه اين نظر ، نظر حضرت علىّ عليه السّلام در اين مسأله مىباشد ، و بنا بر نظر عالمى حجازى كه اين ماجرا را براى
[١] وى عهده دار قضاء و داورى در حكومت عبّاسيون بود ، و به جهت اينكه رأى و نظر حضرت أمير عليه السّلام را بر ساير صحابه ترجيح مىداد مورد بغض و كينهء سايرين قرار داشت ، و در رجال عامّه او را بشدّت كوبيده و تضعيف نمودهاند . او برادر جميل بن درّاج است همو كه از بزرگان و ثقات أصحاب امام صادق و امام كاظم عليهما السّلام و از أصحاب اجماع مىباشد .
[٢] ظاهراً لفظ « ثورى » از اضافات نسخه برداران است ، چون او در سال ١٦١ از دنيا رفته ، و خلافت هارون از سال ١٧٠ به بعد است ، و دستگيرى امام كاظم عليه السّلام نيز در سال ١٧٩ ، پس مراد از سفيان بايد سفيان بن عيينه باشد كه در آن وقت حيات داشته است .
[٣] او إبراهيم بن محمّد بن أبى يحيى است كه در سال ١٨٤ از دنيا رفته ، أهل سنّت او را به جهت ميل به أهل بيت و تشيّع ؛ رافضى دانسته و كوبيدهاند .