الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٤٦ - احتجاج أبو إبراهيم موسى بن جعفر عليهما السّلام بر مخالفين در موضوعات مختلف
سنگ مسخ شده بودند ، امّا مردان و زنان لباسها بر تن داشتند ، ولى در حالت نشسته و خوابيده و تكيه داده ، و وقتى به آنها دست زديم ، لباسهاشان مانند گرد پراكنده شد ، و در آنجا منازل برپايى بود ! با شنيدن اين مطالب أبو موسى مطلب را به مهدىّ مكتوب نمود و مهدىّ نيز با ارسال نامه اى به مدينه از امام موسى بن جعفر عليهما السّلام خواست تا نزد او رود ، امام عليه السّلام با شنيدن ماجرا بشدّت گريست و فرمود : اى أمير المؤمنين ، آنان الباقى قوم عاد مىباشند ، خداوند بر ايشان غضب نمود و زمين همه را بلعيد ، آنان أصحاب أحقافاند .
راوى گويد : مهدىّ گفت : اى أبو الحسن ! أحقاف چيست ؟ فرمود : رمل و ريگ [١] .
٢٧١ - از أبو أحمد هانى بن محمّد در حديثى مرفوع نقل شده كه امام كاظم عليه السّلام فرمود : زمانى كه بر هارون وارد شدم سلام كردم ، و او جوابم را داد سپس گفت : اى موسى
[١] احقاف همان ريگستان يا شنهاى روان است ، برخى معتقدند كه نقشهء جزيرة العرب نشان مىدهد كه احقاف در جنوب آن جزيره مىباشد و در روزگار گذشته مسكن قوم عاد بوده كه حضرت هود بر آنان مبعوث شد ، و با مراجعه به حالات هود در قرآن ، خواهيم ديد كه در آن روزگار احقاف سرزمينى آباد و پر حاصل بوده و اكنون جز بيابان خشك و غير مسكون نيست . و در محلّ دقيق آن اختلاف مىباشد ، كه در بحار ج ١١ ص ٣٥٦ موارد آن ذكر شده است .