الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٣٠ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
ولى فاطمه دخت گرامى او از ميراث منع گردد ؟ ! أبو حنيفه گفت : اى قوم ، او را از من دور كنيد ، كه او رافضى مذهب خبيث است ! ! .
٢٦٠ - از أبو الهذيل علَّاف ( از سران معتزله ) نقل است كه گفت : داخل رقّه شدم و به من گفتند كه در « دير زكَّى » مردى است مجنون و خوش كلام ، پس نزد او رفتم ، در آنجا پيرمردى خوش سيما ديدم كه بر بالشتكى نشسته سر و روى خود را شانه مىكند ، به او سلام كردم و جوابم را داده و گفت : أهل كجايى ؟ گفتم : أهل عراق گفت : آرى ؛ مردمان ظرافت و ادب .
گفت : از كدام شهرى ؟ گفتم : أهل بصره . گفت : مردمان تجارب و علم .
گفت : از كدامشان ؟ گفتم : أبو الهذيل علَّاف . گفت : مرد متكلَّم ؟ گفتم : آرى .
پس از بالشتك خود جسته و مرا بر آن نشاند سپس - پس از گفتگوى طولانى كه ميان ما رفت - گفت : نظر شما در بارهء امامت چيست ؟ گفتم : منظورت كدام امامت است ؟
گفت : كه را پس از پيامبر مقدّم مىداريد ؟ گفتم : همان كه خود آن حضرت مقدّم داشت .
گفت : او كيست ؟ گفتم : أبو بكر .