الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣١٩ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
ابن أبى حذره از جواب ماند و به خطاى خود پى برد .
احول گفت : اگر آنها را بعنوان ميراث براى فرزندان و ازواج خود قرار داده ، آن حضرت از نه همسر وفات يافته ، و به عايشه دختر أبو بكر فقط يك نهم يك هشتم اين خانه مىرسد ، همان بيتى كه صاحبت ( أبو بكر ) در آن دفن است ، و با اين تقسيم حتّى يك ذراع در يك ذراع هم به عايشه نمىرسيد ، و براى همين مطلب بود كه محمّد بن أبى بكر در خبر عجيبى اين شعر را به عايشه گفت :
به جمل سوار شدى به قاطر سوار شدى و اگر زيست كنى ؛ فيل سوار شوى [١] .
حقّ تو از ارث يك نهم از يك هشتم بود حال اينكه همه را تصاحب نمودى .
[١] اصل شعر متعلَّق به ابن حجّاج بغدادى است ، همچنان كه راوندى در خرائج آن را مذكور داشته ، و ابتداى آن اين است : « يا بنت أبي بكرٍ لا كان و لا كنت » . امّا ترجمهء مصرع أوّل مراد بسوار شدن جمل مشهود همگان است و مراد همان جنگ جمل است ، ولى مسألهء قاطر سوارى او ؛ در تاريخ مذكور است كه پس از شهادت حضرت مجتبى عليه السّلام به زهر كين ، وقتى بنى هاشم مىخواستند بدن مطهّر آن حضرت را در روضهء نبوىّ دفن كنند عايشه سوار بر قاطر با جماعتى جنگجو از بنى اميّه و ديگران با حميّت جاهلانه مانع از آن شدند ، و اينكه گويندهء شعر محمّد بن أبى بكر باشد ؛ شهادت آن حضرت ده سال پس از شهادت محمّد بن أبى بكر رخداده بنا بر اين او نمىتواند اين مطلب را گفته باشد ، ولى در كتب ديگر حديث آمده كه ابن عبّاس متمثّل به اين ابيات عايشه را مخاطب ساخته است .