الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣١٣ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
زيد گفت : من مىخواهم به جنگ اين قوم ( بنو اميّه ) بروم با من بيا ! .
گفتم : نمىآيم ؛ قربانت گردم .
زيد گفت : آيا جان خود را بر من ترجيح مىدهى ؟
گفتم : من يك نفرم اگر در روى زمين امامى جز تو باشد ، هر كس از تو كناره گيرد نجات يافته و هر كس با تو آيد هلاك گشته و اگر براى خدا امامى روى زمين نباشد ، كسى كه از تو كناره كند با آنكه همراهيت كند برابرست ، بمن گفت : اى أبا جعفر من با پدرم سر يك سفره مىنشستم ، او پارهء گوشت چرب را برايم لقمه مىكرد و لقمهء داغ را از سر محبّت به من سرد مىكرد ، تا چه رسد به حرارت آتش دوزخ كه برايم دلسوزى نكرده باشد ! از روش ديندارى به تو خبر داده و بمن خبر نداده ؟ ! گفتم : قربانت گردم ، چون از آتش دوزخ بتو دلسوزى كرده خبرت نداد ، زيرا مىترسيد كه تو نپذيرى و از آن جهت به دوزخ روى ، ولى بمن خبر داده كه اگر بپذيرم نجات يابم و اگر نپذيرم از دوزخ رفتن من باكى بر او نباشد ، سپس به او گفتم : قربانت گردم ، شما بهتريد يا پيغمبران ؟ فرمود : البتّه پيغمبران .