الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٢٨ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
كه بخت النّصّر با آنان جنگيد نگريسته و گفت : « خدا چگونه اين - أهل اين ده - را پس از مردنش زنده مىكند ؟ خداوند او را صد سال ميراند - بقره : ٢٥٩ » ، پس خداوند او را زنده ساخته و به اعضاى خود : چگونگى جمع شدن ، گوشت گرفتن ، و اتّصال مفاصل و رگها نگريست ؛ ايستاد و گفت : « مىدانم كه خدا بر هر چيزى تواناست - بقره : ٢٥٩ » .
و خداوند گروه بيشمارى كه از ترس طاعون از شهر خود گريخته بودند را براى مدّتى طولانى ميراند تا اينكه استخوانهايشان پوسيده و اجسامشان متلاشى و خاك شدند ، و خداوند در زمانى كه مايل بود قدرت خود را به مخلوقات نشان دهد رسولى به نام « حزقيل » را مبعوث فرمود ، او نيز همه را خواند بىدرنگ همهء اعضا و جوارحشان جمع شد ، و روح به اجسام بازگشت ، و مانند همان روز كه مردند ايستادند ، و بىآنكه فردى از عددشان كم شده باشد براى مدّتى طويل زندگى كردند .
و بدرستى كه خداوند آن گروهى كه با موسى خارج شده و گفتند : « خداى را آشكارا به ما بنما - نساء : ١٥٣ » همه را ميراند سپس زنده گرداند .
زنديق پرسيد : چرا گروهى قائل به تناسخ ارواحند و از كجا به اين مطلب معتقد