الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٠٥ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
نامشروع ( زنا ) جاهليّت بدورند و از خلط نسب عارى ، زيرا خداوند ايشان را در چنان موضعى قرار داد كه از لحاظ درجه و شرافت بالاترين است ، پس هر كه خزانه دار علم الهى ؛ و امين غيب و محلّ اسرار ، و حجّت بر خلق و ترجمان و لسان خدا شد جز اين صفات را ندارد ، پس حجّت جز از نسل اين گروه نخواهد بود ، حجّت خدا با علمى كه نزد او است و از رسول به ارث برده جانشين پيامبر در ميان مردم مىشود ، اگر مردم انكارش كنند ساكت مىماند . امكاناتى كه مردم با اختلاف نظر براى بقاى خود دارند بسيار كمتر از آن چيزهايى است كه حجّتهاى الهى از علم پيامبر در دستشان مىباشد ، مردم مبتلا به رأى و قياس شدند و اگر بديشان اقرار كرده و اطاعتشان مىكردند و علم را از ايشان دريافته بودند ، عدل ظاهر شده و هر اختلاف و تشاجرى رخت بربسته و جاى خود را به حكم الهى و دستورات دينى مىداد ، و شكّ بر يقين غالب مىشد ، ولى [ افسوس ] مردم بدو اقرار نكرده و رعايت حالش نيز نكردند ، و پس از وفات تمام رسولان و انبياء امّت دچار اختلاف شدند ، و دليل اختلافشان فقط و فقط مخالفت با حجّت وقت و ترك كردن او بود .
فرد زنديق پرسيد : با حجّتى كه چنين صفاتى دارد تكليف چيست ؟