الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٠٠ - احتجاج امام صادق عليه السّلام در انواع علوم دينى بر گروههايى زياد با مذاهب و عقائد مختلف
٢١٩ - و نقل است كه امام صادق عليه السّلام به ابن أبى العوجاء فرمود : اگر حقّ آن باشد كه تو مىگويى - هر چند كه آن نيست - ما و شما همگى رستگاريم ، و اگر حقيقت چنان باشد كه ما مىگوييم - و چنان هم هست - ما رستگاريم و تو هلاك .
٢٢٠ - و نيز نقل است كه ابن أبى العوجاء نزد امام صادق عليه السّلام رسيده و از حدوث عالم [١] پرسيد و امام عليه السّلام فرمود : من هيچ چيز كوچك و بزرگى را نمىبينم مگر اينكه چون چيزى مانندش بدو ضميمه شود بزرگتر شود ، و در اين مطلب زوال و نابودى ( جسم كوچك ) و انتقال به حالت دوم ( جسم بزرگ ) است ( و همين است معنى حدوث ) ، و چنانچه قديم بود هرگز دستخوش فنا و تغيير نمىگشت ، زيرا چيزى كه دستخوش فنا و تغيير مىشود رواست كه پيدا شود و از ميان برود ، پس با بودشدنش پس از نابودى داخل در حدوث شود ، و با بودنش در ازل داخل در عدم گردد ( يعنى اگر آن جرم كوچك را ازلى فرض نماييم حال معدوم است زيرا اكنون بجاى آن چيز بزرگ وجود دارد ) و هرگز صفات ازل و عدم و حدوث و قدم در يك چيز جمع نشود .
[١] در كتاب شريف كافى بجاى « حدوث عالم » « حدوث اجسام » است ، و ظاهراً مقصود همان بحث مشهور در باب حدوث و قدم ماده است كه مجادلات دامنه دار و طولانى بين دانشمندان طبيعى و اسلامى بوجود آورده است .