الاحتجاج - ترجمه جعفری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١١٥ - احتجاج امام سجّاد عليه السّلام بر يكى از شاميان در بدء ورود او و همراهانش بر يزيد بن معاويه - لعنه الله
فرمود : مائيم قربى و نزديكان رسول كه خواستار مودّت به ايشان شده ، آيا در سورهء بنى اسرائيل به حقّى كه مخصوص ماست نه ديگر مسلمين برخورده اى ؟ گفت : نه . فرمود :
آيا تا حال اين آيه را تلاوت نموده اى : * ( وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّه ) * [١] ؟ گفت : آرى .
فرمود : مائيم آن گروهى كه خداوند به رسولش امر فرموده كه حقّ ايشان را بپرداز .
پيرمرد شامى گفت : آيا واقعاً شما همان افراديد ؟ ! حضرت سجّاد عليه السّلام فرمود : آرى ما همان افراديم ، آيا اين آيه را تلاوت كرده اى :
« * ( وَاعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّه خُمُسَه وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبى ) * » [٢] ؟ گفت : آرى .
حضرت فرمود : ما ذو القربى مىباشيم ، آيا در سورهء احزاب حقّى كه فقط مخصوص ما نه ديگر مسلمين باشد يافته اى ؟
گفت : نه .
فرمود : مگر اين آيه را نخوانده اى : « * ( إِنَّما يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً ) * » [٣] ؟ پيرمرد شامى دست خود به آسمان بلند كرده و سه بار گفت :
[١] إسراء ( بنى إسرائيل ) : ٢٦ .
[٢] انفال : ٤١ .
[٣] احزاب : ٣٣ .