روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٥٢ - روزشمار جنگ دوشنبه /١٧ تیر ١٣٦٤ /١٩ شوال ١٤٠٥ /٨ ژوئیه ١٩٨٥
از طرفین کشته می شوند و ممکن است دامنة درگیری به قدری گسترش پیدا کند که به دیگر ملت ها نیز سرایت نموده و در نتیجه، حرکت انقلابی مسلمانان ایران را لوث کنند.
صدام با این که می دانست جمعیت ١٥٠ هزار نفری ایرانیان اگر تکانی به خود بدهند، سه هزار بعثی در حج قتل عام می شوند، ولی برای او مهم نبود که سه هزار یا تمام عراقی ها کشته شوند، بلکه او می خواست با چنین حادثه ای حج را آلوده کند و سوءاستفاده نماید.
همة مردم دنیا می دانند که پرچم دار حرکت های سیاسی در ایام حج، جمهوری اسلامی ایران است و در صورت بروز چنین حادثة خطرناکی، با تبلیغات وسیع، آن را در دنیا منعکس می کردند و طبیعی بود که انزجار عجیبی در سراسر دنیای اسلام پیش می آمد.
تصور صدام بر این بود که در اثر برخورد با ایرانیان و درگیری دو گروه با هم، هیچ نتیجه ای که نداشته باشد، آن چند هزار عراقی باورشان می آیند که ایرانیان با آن ها دشمن هستند و هنگامی که به کشور خود برگردند، به همة مردم خبر بدهند که ما مورد حملة ایرانیان قرار گرفتیم و شاید همین کار یک انگیزة ملی در آنان ایجاد کند که در برخورد با جنگ فعال تر شوند.
وانگهی، این توطئه آن چنان حرکت سیاسی را در حج آلوده می سازد که دیگر کسی جرأت نکند در آن جا حتی بحث سیاسی نماید.
حرکتی که بعثی ها در "منی" انجام دادند به قدری زمینة مساعد برای درگیری ایرانی ها و عراقی ها بود که اگر به موقع آن توطئه را سرکوب نکرده بودیم، بدون شک به ملت های دیگر نیز سرایت می کرد و فاجعه می آفرید.
بعثی ها با خبث طینتی که داشتند، با یک گروه صد نفری ناگهان به سی نفر از ایرانیان که شاید پانزده نفر آن ها بانوان بودند، حمله ور شده و در چند لحظه بسیاری از بانوان محترم را مورد ضرب و شتم قرار داده و به شدت مجروح کردند.
مرحوم فیضی که از نیروهای انتظامی بسیار خوب و مفید ما بود و مردی جاافتاده و محترم که سخنانش مورد قبول جوانان قرار می گرفت، در حالی که بیش از پنجاه سال داشت، با روحیه ای بسیار جوان، برای دفاع از زنانی که مورد حمله قرار گرفته بودند، ایستاد و مقاومت کرد.
البته ناگفته نماند که پلیس عربستان با کمال وقاحت این منظره را تماشا کرده و کوچک ترین دخالتی نکرده! در هر صورت، آن پلیدان به مرحوم فیضی حمله کرده و با چوب محکم به پیشانی او می زنند و جمجمه اش آسیب می بیند و در بیمارستان به شهادت می رسد. ایرانیان غیرت مند که به هیچ وجه تحمل چنین حادثه ای را نداشتند، با کوچک ترین عکس العمل تمام هشت هزار عراقی را در چند لحظه می توانستند از بین ببرند، ولی از آن جا که پروردگار همواره ما را یاری داده، این احساسات به طغیان کشیده ای که هر لحظه مانند