روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٠٦ - روزشمار جنگ شنبه /١ تیر ١٣٦٤ /٣ شوال ١٤٠٥ /٢٢ ژوئن ١٩٨٥
عراق در گماردن نیرو و امکانات در منطقه، از جمله اهداف این سیاست بود که به شدت اعمال گردید.
منطقة سیدکان از قدیم الایام محل فعالیت نیروهای بارزانی بوده و خاصه انجام عملیات های چریکی در این منطقه سابقة دیرینه ای داشته است. البته کردهای عراقی دیگری نیز در منطقه فعالیت دارند، ولی بارزانی ها در این منطقه نفوذ بیش تری داشته و قوی ترین آن محسوب می شوند. بعد از عملیات "والفجر٢" ضدانقلابیون ایران نیز به سوی این منطقه گریختند و هر یک با دائر نمودن مقر و پایگاه جدیدی در این منطقه، تا مدتی به ادامة فعالیت پرداختند.
می توان گفت کلیه اقداماتی که رژیم عراق در زمینه کنترل این منطقه انجام داده است، از قبیل خودمختاری به طوایف یا بسیج نیروهای جاش و ... ، ناموفق و این منطقه تقریباً از کنترل نظامی رژیم بعثی عراق خارج بوده است، به همین دلیل، نیروهای بارزانی و عناصر رزمی سپاه به راحتی تا عمق خاک عراق نفوذ می کرده اند.
تا قبل از عملیات والفجر٢، منطقة عملیات برای نیروهای خودی از نظر ارزش نظامی چندان شناخته شده نبود و با توجه به عدم حضور ارتش در منطقه و حضور سپاه در اشنویه - یعنی در فاصله ای حدود ٥٠ کیلومتری مرز - نسبت به جزئیات منطقه، شناسایی مطلوبی در دست رس نبود و صرفاً اطلاعات و آگاهی های خودی به وجود شهری به نام سیدکان و پی جویی مبارزات گروه های کرد عراق از طریق قرارگاه رمضان، محدود بود.
هم زمان با حضور ضدانقلاب و ویژگی های تازه ای که این منطقه پس از عملیات والفجر٢ پیدا کرد، رفته رفته برای مسئولین قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) اهمیت منطقه از نقطه نظر اشغال بخش وسیعی از خاک دشمن نیز روشن تر گردید و از آن زمان به بعد، نیروهای اطلاعاتی قرارگاه حمزه با تحمل مشقات و سختی های فراوان به شناسایی منطقه پرداختند.
با توجه به این که انجام فعالیت های نظامی - اطلاعاتی در مناطق مرزی کردنشین مستلزم رعایت حداکثر نکات حفاظتی است و خصلت های جاسوسی در این نقاط سابقه و قوت زیادی دارد، شروع و ادامه فعالیت سپاه از حالت نیمه مخفی و نیمه آشکار برخوردار بود.
ابتکار و اصرار قرارگاه حمزه برای انجام عملیات در مرزهای کردستان علیه بعثیون و همچنین آلودگی منطقه سیدکان - که مأمن و پناه گاه جدیدی برای ضدانقلاب شده بود و تعقیب و انهدام آن ها جزو وظایف اصلی این قرارگاه به حساب می آمد - موجب شد تا قرارگاه حمزه در مرداد ١٣٦٣ پس از طرح پیشنهاد عملیات در این محور با جلب نظر فرماندهی کل سپاه، به طور جدی تر خود را برای عملیات آماده سازد.
پس از احداث جاده و قطعی شدن عملیات، تعدادی از فرماندهان عملیاتی سپاه از جمله برادران شهید "باکری" (فرمانده لشکر عاشورا)، شهید "زین الدین" (فرمانده لشکر علی ابن ابیطالب(ع)) و "اسدی" (فرمانده تیپ المهدی) و ...، برای کسب شناخت بیش تر و تجزیه و تحلیل منطقه، از طرف محور ارتفاعات بربزین و گلاله به شناسایی پرداختند لکن با توجه به اشکالاتی - از جمله نبود عقبه و جادة مناسب، فرارسیدن عملیات بدر و برخورد با فصل زمستان - کلیه فعالیت ها به جز جاده سازی متوقف گردید. در اواخر فروردین ماه ١٣٦٤ برادر "محسن رضایی" طی سفری به منطقه، دستور تشکیل یک قرارگاه در خط را صادر می نماید تا پس از شناسایی جزئی تر، نیروهای سپاه تک خود را آغاز نمایند.
این یادآوری لازم است که پس از عملیات بدر، مسئولین جنگ برای رفع برخی مشکلات، مصلحت دانستند که هر یک از دو تشکیلات ارتش و سپاه مستقلاً به تعدادی عملیات پردازند. سلسله عملیات های قدس توسط سپاه و ظفر توسط ارتش، از جمله پی آمدهای این خط مشی و تصمیم شورای عالی دفاع بود. عملیات در این منطقه را نیز سپاه با مسئولیت خویش برنامه ریزی کرد و به تمهیداتی جهت انجام عملیات نیز پرداخته بود و به ویژه علاوه بر پیشنهادهای قبلی قرارگاه حمزه سپاه، برادر محسن رضایی نیز طی نامه ای به آقای هاشمی رفسنجانی، این منطقه را به اضافه مناطق دیگر برای انجام عملیات