تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨ - شرح آيات
دگرگونى حالات و اوضاع است با تدبيرى حكيمانه. چون بردن زمان از شب به روز و از روز به شب به معناى وجود نقص و عيب در طبيعت است، چه طبيعت ثابت نيست بلكه در حال تغيير و ديگرگونى مىباشد. پس، از اين نقص پى مىبريم كه پروردگار مقدّر طبيعت ناقص نيست. همچنين هر متحركى محركى دارد كه خود ثابت است. از اين رو، هر نقصى كه در طبيعت مىبينيم خداوند را تسبيح مىكنيم؛ زيرا نقص در طبيعت يك حقيقت است. گذشتگان براى اثبات وجود خدا چنين استدلال مىكردند كه عالم متغير است و هر متغيرى حادث مىباشد و هر حادثى احتياج به محدث دارد و محدث همان خداست. اين استدلال در حقيقت يك استدلال درستى است.
طبيعت ناتوانتر از اين است كه خود را بيافريند يا تدبير كار خود كند. پس نيازمند آفريدگار مدبّرى است كه هم بيافريندش و هم تدبير كار آن كند. ابراهيم هنگامى كه خورشيد و ماه و ستارگان را ديد چنين استدلال كرد.
از آيه مىفهميم كه مواقع نماز به تغييرات طبيعت بستگى دارد نه به ساعتها مانند مثلا ساعت ده؛ چرا كه ساعت ده يك رخداد در هستى نيست./ ٣٢ اما اوقاتى كه خداوند براى نمازها نهاده است به پديدههاى طبيعى مربوط مىشود كه در جان و روان آدمى بازتاب دارند و براى برخورد با آنها نياز به يك بينش سالم مىباشد.
سخن آخر آن كه اين آيات به دليل شمول بر تسبيح و حمد خداوند از فضيلت زيادى برخوردارند. از اين رو در حديث مأثور از امير المؤمنين (ع) آمده است كه فرمود
«هر كس هنگام شب سه بار بگويد: «سبحان اللَّه حين تمسون و حين تصبحون و له الحمد في السماوات و الارض و عشيّا و حين تظهرون» هيچ خيرى را در آن شب از دست نمىدهد و هر چه بدى در آن شب باشد از او دفع مىشود. و هر كس آن را هنگام صبح بگويد هيچ خيرى را در آن روز از دست نمىدهد و هر چه شرّى و بدى در آن روز باشد از وى دفع مىگردد.