تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧١ - شرح آيات
شرح آيات
[٣٦] مؤمن واقعا بايد تسليم فرمان خدا و رسول او باشد. تسليم مطلق در همه جوانب زندگى.
«وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ- هيچ مرد مؤمن و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و پيامبرش در كارى حكمى كردند، آنها را در آن كارشان اختيارى باشد.»/ ٣٣٨ وقتى قرآن خطاب به مذكر مىكند آن نيمه ديگر جامعه يعنى زنان را هم در بر مىگيرد. ولى در اين جا به طور اختصاص از زنان هم نام برده است، زيرا بسيارى از احكام- بويژه در باب قضا- به زنان ارتباط دارد و زنان نيز چون مردان بايد در برابر قضاوت خدا و رسول او واقعا خاضع باشند.
خضوع حقيقى همان است كه در آيه «نه، سوگند به پروردگارت كه ايمان نياورند مگر آن كه در نزاعى كه ميان آنهاست تو را داور قرار دهند و از حكمى كه تو مىدهى هيچ ناخشنود نشوند و سراسر تسليم آن گردند» (سورة النساء/ آيه ٦٥) آمده است. حتى در عرصه فكرى و روانى جايز نيست كه مؤمن از حكم رسول اللَّه (ص) اظهار دلتنگى كند. بلكه بايد به خشنودى تسليم او گردد، بدون كمترين شك و ترديدى.
«وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً- و هر كه از خدا و پيامبرش نافرمانى كند سخت در گمراهى افتاده است.» بسا مهمترين چيزى كه خدا و رسولش به آن حكم كردهاند برگزيدن اهل بيت باشد در اطاعت از ايشان، زيرا خداوند هر گونه پليدى و ناپاكى را از آنان دور كرده است و آنان را چنان كه بايد پاكيزه ساخته. پس بر مؤمن جايز نيست كه به اين حكم اعتراض كند.
در اصول كافى از عبد العزيز بن مسلم روايت شده كه گفت: ما در مرو با حضرت رضا (ع) بوديم. در آغاز ورودمان در مسجد گرد مىآمديم. روزى سخن به