تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٠ - رهنمودهايى از آيات
در شريعت اسلامى، اين هر سه قوه در رهبرى عاليه دينى متمركز است و آن شخص پيامبر (ص) است، يا كسى كه امتداد حقيقى اوست پس دستگاه رهبرى مرجع اعلاى مقننه و قضائيه است. پس اگر پيامبر يا كسى كه جانشين حقيقى اوست حكمى كرد هيچ كس حق اعتراض بر آن را ندارد.
قرآن براى ما مثلى مىآورد./ ٣٣٧ آيين نوين با قواعد و عادات و آداب جاهليت به معارضه برخاسته. در زمان جاهليت ازدواج با مطلقه پسر خوانده حرام بود. آيات نخست توضيح مىدهند كه پسر هر كس آن كسى است كه از صلب او باشد، اما ديگرى خواه او را از سر راه برداشته و خواه به فرزندى قبول كرده فرزند او نمىشود.
زيرا پدرى مسئلهاى طبيعى است نه اعتبارى و قرار دادى.
اين حكم جديد نياز به آن داشت كه كسى جرأت اقدام داشته باشد و آن را بر كرسى بنشاند. و اين كار جز از پيشواى امت ساخته نيست. پس رسول (ص) با مطلقه زيد بن حارثه كه فرزند خوانده اوست ازدواج مىكند. زيد مردى بود از نسبى فرودين و زينب بنت جحش صاحب حسب و نسب. در اول كه رسول اللَّه (ص) زينب را براى زيد مىگيرد عليه يكى از رسوم جاهليت قيام مىكند و آن دادن زن است از طبقه فرازين به طبقه فرودين و دوم وقتى زيد، زينب را طلاق مىدهد و او زينب را به زنى مىگيرد با رسم دوم يعنى حرمت ازدواج با مطلقه پسر خوانده معارضه مىفرمايد.
و رفع حرج از مسلمانان در يك چنين حوادثى، و نيز به خاطر آن كه شكستن عادتهاى اجتماعى پيامبر را تا حدى با مشكل مواجه مىكرد و گاه با انواع فشارها از سوى افراد ساده لوح و منافق رو به رو مىشد؛ بنا بر اين، خداوند آن بزرگوار را از اين كه بر خلاف حق در برابر مردم خضوع كند و سر تسليم فرود آورد بر حذر داشت و تأكيد كرد كه مهمترين صفت يك پيامبر ترس از فقط خداوند و توكل به اوست.