تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٢ - شرح آيات
نيز تجاوز مىكند. آيا نديدهايد كسى كه به قصد انتحار سمى مىخورد، چگونه با هلاك كردن خود به خود ستم مىكند و با مرگ خود بر نزديكان خود هم ستم مىكند يعنى آنان را به مصيبت مرگ خود گرفتار مىسازد. يا مثلا كسى كه رانندگى مىكند در حال مستى، هم به اتوموبيل خود لطمه مىزند و هم به ديگران.
آرى، اعراض كنندگان از آيات خدا نيز چنيناند. هم خود را مستحق عذاب خدا قرار مىدهند و هم سبب آزار ديگران مىشوند.
«إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ- ما از مجرمان انتقام مىگيريم.» [٢٣] «وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَلا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقائِهِ- هر آينه به موسى كتاب داديم. از ديدار او در ترديد مباش.» بالاترين هدف پيامبران دور ساختن شك است از قلب انسان. و بريدن دل است به مدارج يقين با تمام حقايقى كه خداى تعالى در كتابهاى خود آورده است.
يقين به لقاء اللَّه، يقين به مرگ و يقين به روز رستاخيز و اين يعنى تصفيه عقل و نفس از آثار هوى و هوس.
مصلح جامعه به اين هدف نمىرسد مگر زمانى كه در دل او ذرهاى شك نباشد. از اين رو سياق عبارت آيه از شك و ترديد نهى مىكند يعنى نخست از دادن كتاب به موسى سخن مىآورد، زيرا هدف كتاب خدا وادار كردن مردم است به شناخت خدا و تأكيد بر اين حقيقت كه ديدار خدا امرى است حتمى. و اين قرآن يادآورى آيات خداست پس كسى نبايد از آن اعراض كند و اگر اعراض كرد خود را در معرض انتقام شديد قرار داده است.
مفسران در ضمير «لقائه»- در متن آيه- اختلاف كردهاند كه آيا به موسى باز مىگردد و اين دلالت بر برخورد رسالت محمد به رسالت موسى (ع) دارد يا به «الكتاب» برمىگردد. يعنى رسول قرآن را فرا گرفت هم چنان كه موسى تورات را. يا به «تورات» برمىگردد.
/ ٢٣٥ «وَ جَعَلْناهُ هُدىً لِبَنِي إِسْرائِيلَ- و آن را راهنماى بنى اسراييل قرار داديم.»