تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٥ - لقمان حكيم الهى
نيست. امام على بن ابى طالب مىفرمايد
«امر به معروف و نهى از منكر را ترك مكنيد كه بر شما بد سيرتانتان حكومت كنند. آن گاه شما دست به دعا بر مىداريد ولى خدا اجابت نمىكند». [١٥] «إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ- اين از كارهايى است كه نبايد سهلش انگاشت.» كارهايى كه انسان زندگى شخصى و اجتماعىاش را با آن به ضبط مىآورد. شايد معنى «عزم الامور» كارهايى است كه نياز به عزم راسخ دارد و اراده قوى. از چيزهايى كه خدا بر ما واجب گردانيده است.
[١٨] شكر خداى را به جاى آوردن يعنى اعتراف انسان به اين كه هر قدرت و توانى كه انسان دارد از سوى خداست. پس چرا بايد فخر و مباهات كند؟ و چرا بايد با ديگران تحدى كند و آنان را به داورى كشد؟
«وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ- به تكبر از مردم روى مگردان.» روى گردانيدن از ديگران سبب عداوت و كينهتوزى مىشود. زيرا كسى كه چنين مىكند، مىخواهد بر آنان بزرگى بفروشد. در حالى كه انسان عاقل و فرزانه همواره مىكوشد كه بر شمار ياران خود بيفزايد.
«وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً- و به خودپسندى در زمين راه مرو.» يعنى از روى فخر فروشى.
از حضرت رسول (ص) روايت شده كه
/ ١٥٤ «هر كس به فخر و مباهات در زمين راه برود زمينى كه در زير پاى اوست و آسمانى كه بالاى سر اوست او را لعنت مىكنند». [١٦] هر كس جامهاى بر تن كند و در آن فخر بفروشد، خدا او را در آتش سوزان جهنم فرو مىبرد و در آنجا همنشين قارون خواهد بود، زيرا قارون اولين كسى بود
[١٥] - نور الثقلين، ص ٤٢٢.
[١٦] - همان منبع، ص ٢٠٧.