شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٧٩
علو مقام ابوالفتوح در زمان خود
افندى در رياض العلماء گفته:
شيخ ابوالفتوح رازى در شرح شهاب در شرح اين حديث نبوى: «إنّ اللّه ليؤيّد هذا الدّين بالرّجل الفاجر»، پس از نقل قصّه «مؤلّفة قلوبهم» گفته: براى من نيز چنين قضيّه اى اتفاق افتاد. توضيح اين اجمال آنكه در روزگار جوانى در سراى معروف به سراى علاّن، مجلس وعظ و تذكير داشتم و عامّه مردم آن محل نيز به من اقبال و توجّه داشتند. از اين روى، جماعتى از همكاران من بر من رشك بردند و پيش والى رفته، از من بدگويى و سعايت نمودند. پس والى فرمان داد كه مرا نگذارند ديگر به منبر روم و تشكيل مجلس دهم. از قضا مرا همسايه اى بود كه از درباريان والى بود. چون بر اين امر واقف شد، با آنكه روز عيد بود و مى خواست كه طبق عادت معهود، كه اين قبيل اشخاص دارند، مشغول شرب گردد، برخاسته پيش والى رفته، او را نسبت به حقيقت اين امر واقف گردانيد. پس والى از آن دستور خود منصرف شد و آن شخص همسايه به منزل من آمده و مرا بر طريق معهود به خان علاّن برد و من به منبر رفته، مشغول موعظه شدم و آن مرد در پاى منبر تا آخر بود. آن گاه من مردم را مخاطب ساخته، گفتم: معامله اين مرد و كمك او به من در اين موضوع، معنى آن حديث است كه پيغمبر فرموده: گاهى خدا اين دين را به مرد فاجر تقويت مى كند».
محمل علامه قزوينى درباره عمل ابوالفتوح
علامه قزوينى رحمه الله در خاتمه الطبع تفسير ابوالفتوح بعد از نقل اين قضيّه گفته [١] : «بر حسب ظاهر شايد براى ما تا اندازه اى غريب به نظر آيد كه مؤلّف كتاب جزاى نيكى و احسان آن مرد و شفاعت وى از مؤلف در نزد والى و به اصلاح آوردن كار او را