شناخت نامه شيخ ابوالفتوح رازي - زمانی نژاد، علی اکبر - الصفحة ٣٤٤
عظيم باشد. ما را از خداى تعالى در خواه. ادريس گفت: بار خدايا كه احوال ايشان بر تو پوشيده نيست! حقّ تعالى گفت: من ايشان را لامحال عذاب خواهم كردن، و ليكن ايشان را مخيّر كن تا عذاب دنيا مى خواهند يا عذاب آخرت؟ ايشان عذاب دنيا اختيار كردند...».
مرحوم آقاى شعرانى مى فرمايد:
«اين حكايات ضعيف است و نسبت معصيت به فرشته جايز نيست و آمدن ملائكه به زمين و شهوترانى كردن و امثال آن مشتمل بر پند و عبرت نيست. مؤلف براى اينكه تفسيرش از قول مفسّران خالى نباشد، آورده است ـ و اللّه العالم».
پس به اين نتيجه مى رسيم كه آنجا كه مطالب تفسيرى و صرف و نحوى بيان شده، معتبر است؛ ولى در بخشى از نقليّات بايد بدانيم كه معتبر نيست؛ يعنى قابل استناد نيست.
در ج ۱، ص ۴۰۴: «موسى در مناجات با خدا گفت: از اسرار حكمت چيزى به من نماى. گفت: از اين كوه فرو شوى، بر راهى دهى است. به آنجا در شو و در آنجا چهار در سراى بينى برابر ايشان را. موسى عليه السلام از آنجا فرود آمد و چون به در آن ده رسيد، در رفت و آن سرايها ديد برابر يكديگر. به در سرايى فراز شد و در بزد و گفت: اى مردمان اين سراى! شما چه مردمانيد و كار و پيشه شما چيست و حاجت شما به خداى چيست؟ ايشان گفتند: ما مردمان دهقانيم و كار ما كشت و برزگرى است و حاجت ما به خداى باران است. اگر امسال باران آيد ما غنى مى شويم كه تخم بسيار كاشته ايم. از آنجا برفت به در سراى ديگر شد. گفتند: ما مردمانيم پيشه ما گلينه كردن است و سفال بسيار بكرده ايم. اگر امسال آفتاب بسيار باشد و باران كم بود، ما مستغنى شويم. به درى ديگر رفت و گفت: چه مردمانى شما؟ گفتند: ما مردمانيم كه دخل ها خرد كرده ايم و بر خرمن نهاده. اگر امسال باد بسيار باشد، ما غله ها پاك كنيم